موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - فصل در بيان آنكه اسارت شهوت منشأ همه اسارتهاست
كنهها الربوبية» [١]
. بندگى خدا گوهر گرانبهايى است كه باطن آن آزادى و ربوبيت است.
به واسطه عبوديت حق و توجه به نقطه واحده مركزيه و افناء تمام قوا و سلطنتها در تحت سلطنت مطلقه الهيه، چنان حالتى در قلب پيدا شود كه قهر و سلطنت بر همه عوالم كند؛ و از براى روح حالت عظمت و رفعتى پيدا شود كه جز در پيشگاه ربوبيت و آنها كه اطاعت آنها اطاعت ذات مقدس حق است سر به اطاعت احدى ننهد. و اگر به حسب پيش آمدن روزگار در تحت سلطه و قدرت كسى باشد، قلب را از آن لرزه نيفتد و استقلال و حريت نفس محفوظ ماند؛ چنانچه حضرت يوسف و حضرت لقمان را عبوديت ظاهريه به حريت و آزادى قلبى آنها ضرر نرساند.
اى بسا قدرتمندان و داراى سلطنتهاى ظاهره كه از حريت و آزادى نفس و بزرگوارى و بزرگمنشى بويى نبردند و بنده ذليل و عبد مطيع نفس و هوى هستند، و بدين جهت از مخلوق ناچيز نيز تملق گويند.
از حضرت على بن الحسين- سلام اللَّه عليهما- منقول است كه فرمود در ضمن كلامى: «
إني لآنف أن أطلب الدنيا من خالقها، فكيف من مخلوق مثلي!» [٢]
يعنى «همانا من عار دارم اينكه دنيا را خواهش كنم از آفريدگارِ آن، پس چگونه از مخلوقى مثل خود طلب كنم!»
اى عزيز، تو اگر عار ندارى از طلب دنيا، لااقل از مخلوق ضعيف كه مثل خود تو است طلب مكن. بفهم كه مخلوق را قدرتى نيست براى تعمير دنياى تو. گيرم كه با هزار منت و ذلت اراده او را جلب كردى، اراده او در ملك حق كاركن نيست، و كسى را تصرفى در مملكت مالك الملوك نيست؛ پس اينقدر براى اين چند روزه دنيا و شهوات محدوده موقته از خلق بىهمه چيز تملق مگو؛ و از خداى خود غافل مشو و حريت و
[١] مصباح الشريعة، ص ٧، باب العبودية.
[٢] علل الشرائع، ص ٢٣٠، حديث ٣ (با كمى تفاوت)؛ وسائل الشيعة، ج ١٣، ص ٥٥٦، «كتاب الحجّ»، «أبواب إحرام الحجّ و الوقوف بعرفة»، حديث ٣ (با كمى تفاوت).