موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٢ - حديث پانزدهم امتحان و آزمايش مؤمنان
شرح: بعضى گفتهاند كه مراد از «ناس» در مثل اين حديث شريف، كاملين از قبيل انبيا و اوليا و اوصيا، است؛ و در حقيقت آنها ناس هستند و ساير مردم «نسناس» [١].
چنانچه در احاديث است [٢]. و اين وجهى ندارد. بلكه مناسب مقام اين است كه در اينجا عموم مردم اراده شود؛ چنانچه وجهش پرواضح است. و از احاديث اين باب كافى نيز استفاده شود. و اگر در حديثى وارد باشد كه «ناس» كاملين باشند، نه آن است كه هر جا كه اين كلمه وارد شد مراد آنهاست.
و «بلاء» اختبار و امتحان است؛ و در نيك و بد استعمال شود. چنانچه اهل لغت تصريح كردهاند. جوهرى گويد در صحاح: «وَالْبَلاءُ الاخْتِبارُ يَكُونُ بِالْخَيْرِ وَالشَرِّ. يُقالُ:
أَبْلاهُ اللَّه بَلاءً حَسَناً وَأبلَيْتُهُ مَعْرُوفاً» [٣]. و حق تعالى نيز فرمايد: بَلاءً حَسَناً [٤].
بالجمله، هر چه حق جلّ جلاله به آن بندگان خود را امتحان فرمايد بلا و ابتلاست؛ چه از قبيل امراض و اسقام و فقر و ذلت و ادبار دنيا باشد، يا مقابلات آنها؛ كه بسا باشد كه انسان به كثرت جاه و اقتدار و مال و منال و رياست و عزت و عظمت امتحان شود. ولى هر وقت «بلا» يا «بليه» يا «ابتلا» يا امثال آنها مطلق ذكر شود، منصرف به قسم اوّل شود.
و «أمْثل» به معنى اشرف و افضل است. يُقالُ: هذا أَمْثَلُ مِنْ هذا. أَيْ أَفْضَلُ وَأَدْنى إلَى الْخَيْرِ. وَأَماثِلُ النّاسِ، خِيارُهُمْ [٥]. پس معنى «
ثم الأمثل فالأمثل
» چنان آيد كه هر كس پس از اوصيا افضل و نيكوتر است، بلاى او سختتر از سايرين باشد؛ و هر كس پس از آنها افضل است، بلايش از ديگران بيشتر است. و درجات كثرت ابتلا به مقدار و بر وزان
[١] ر. ك: مرآة العقول، ج ٩، ص ٣٢١.
[٢] الكافي، ج ٨، ص ٢٤٤، حديث ٣٣٩؛ تفسير فرات الكوفى، ص ٦٤.
[٣] الصحاح، ج ٦، ص ٢٢٨٥، ماده «بلا».
[٤] الأنفال (٨): ١٧.
[٥] گفته مىشود: اين يك «امثل» از آن ديگرى است. يعنى از آن برتر و به خوبى نزديكتر است. و «اماثلالناس» يعنى نيكان و برگزيدگان مردم. (النهاية، ابن الاثير، ج ٤، ص ٢٩٦، ماده «مثل»؛ لسان العرب، ج ١٣، ص ٢٣، ماده «مثل»)