موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٩ - فصل در لمّيّت موازنه خوف و رجا
كسب مىكند در آن از مهلكهها. پس او صبح نكند مگر ترسناك؛ و اصلاح نكند او را مگر ترس».
و در خطبه رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- كه در حديث كافى از جناب صادق- عليه السلام- نقل مىنمايد، به همين مضمون وارد است [١].
بالجمله، خود در كمال نقص و تقصير، و حق در كمال عظمت و جلالت و سعه رحمت و عطاست. و عبد در بين اين دو نظر هميشه در حد اعتدال خوف و رجاست. و چون اسماء جلاليه و جماليه به يك سان در قلب سالك جلوه كند، خوف و رجا رجحان بر هم پيدا نكنند.
و بعضى گفتهاند: در بعضى اوقات خوف براى انسان نافعتر است، مثل حال صحت و سلامت، تا انسان در كسب كمال و عمل صالح كوشد. و در بعضى حالات رجا بهتر است، مثل حال پيدايش امارات موت، تا انسان ملاقات كند حق را با حالتى كه محبوبتر است پيش او [٢]. و اين سخن مطابق گفتههاى سابق و احاديث مذكوره درست نيايد؛ زيرا كه رجاء محبوب نيز باعث بر عمل و كسب آخرت است؛ و خوف از حق هميشه محبوب و منافات با رجاء واثق ندارد.
و بعضى گفتهاند: خوفْ از فضائل نفسانيه و كمالات عقليه نيست در دار آخرت؛ و فقط آن در دار دنيا، كه دار عمل است، از امور نافعه است براى فعل عبادات و ترك معاصى و بعد از خروج از دنيا فايدهاى ندارد؛ به خلاف رجا كه منقطع نشود و در دار آخرت نيز باقى است، زيرا كه بنده هر چه از رحمت خدا بيشتر نائل شود، طمعش به فضل حقْ افزون گردد؛ زيرا كه خزاين رحمت و جود حق تناهى ندارد. پس، خوف منقطع شود و رجا باقى ماند [٣].
محدّث محقق، مجلسى- رحمه اللَّه- فرمايد كه حق اين است كه بنده مادامى كه در
[١] الكافي، ج ٢، ص ٧٠، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الخوف و الرجاء»، حديث ٩.
[٢] ر. ك: مرآة العقول، ج ٨، ص ٣٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٥٥.
[٣] ر. ك: مرآة العقول، ج ٨، ص ٣٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٥٥.