موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٢ - فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن
رذيله به حيوانات بىشعور، بلكه به جمادات، غضب كنند؛ هوا و زمين و برف و باد و باران و ساير حوادث را سبّ كنند اگر خلاف مطلوبات آنها جريان پيدا كند. گاهى بر قلم و كتاب و كاسه و كوزه غضب كنند، آنها را درهم شكنند يا پاره كنند. اما شخص شجاع در جميع اين امور به خلاف آن است. كارهايش از روى رويّه و ميزان عقل و طمأنينه نفس [است]. در موقع خود غضب مىكند و در موقع خود حلم و بردبارى كند؛ و هر چيز او را حركت ندهد و به غضب نياورد. و در موقع غضب به اندازه غضب كند و با تميز و عقل انتقام كشد. مىفهمد از كه انتقام كشد و به چه اندازه و به چه كيفيت انتقام كند، و از كه عفو و اغماض نمايد. در وقت غضب عنان عقلش در دستش است و به حرفهاى زشت و اعمال ناهنجار مبادرت نكند. و كارهايش همه از روى ميزان عقل و شرع و عدل و انصاف است؛ بهطورى اقدام كند كه در آخر كار پشيمان نشود.
پس، انسان آگاه نبايد بين اين خُلق، كه يكى از اوصاف انبيا و اوليا و مؤمنين و از فضائل كمالات نفسانيه است، و ديگرى، كه از صفات شيطان و وسوسه خناس و رذائل نفسانيه و نقايص قلبيه است، فرق نگذارد و در اشتباه بيفتد. ولى حجاب جهل و نادانى و حجاب حب دنيا و نفسْ چشم و گوش انسان را مىبندد و انسان را بيچاره و هلاك مىكند.
و اسباب ديگرى براى غضب ذكر كردهاند مثل عُجب و افتخار و كبر و مراء و لجاج و مزاح و غير آن كه تفصيل هر يك موجب طول مقام و مقال و ملالت حال گردد. و شايد بيشتر يا تمام آنها به اين دو مبدأ و مطلب كه ذكر كرديم برگشت كند، يا به واسطه و يا بلاواسطه. وَالْحَمْدُللَّه.