موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٨ - فصل در بيان علاج غضب در حال اشتعال آن
آتش كم كم اشتعال پيدا مىكند و رو به اشتداد مىگذارد تا اينكه تنورش سوزان و نايرهاش سخت فروزان شود و عنان را از دست انسان بهكلى بگيرد و نور عقل و ايمان را خاموش كند و چراغ هدايت را يكسره منطفى نمايد و انسان را بيچاره و ذليل كند. بايد انسان ملتفت باشد تا اشتعال آن زياد نشده و نايره آن شدت پيدا نكرده، خود را به وسايلى منصرف كند؛ يا به رفتن از آن محلى كه اسباب غضب در آنجا فراهم شده؛ و يا به تغيير حال؛ اگر نشسته است برخيزد، و اگر ايستاده است بنشيند؛ يا به ذكر خداى تعالى اشتغال پيدا كند- بلكه بعضى ذكر خدا را در حال غضب واجب دانند [١]؛ و يا مشغول كارهاى ديگر شود. در هر صورت، ابتداى ظهور آن خيلى سهل است جلوگيرى از آن. و اين دو نتيجه دارد:
يكى آنكه در آن حال نفس را ساكن كند و شعله غضب را فرو نشاند. و ديگر آنكه سبب معالجه اساسى نفس شود. اگر چندى انسان مواظب حال خود باشد و با نفس چنين معامله كند، بهكلى حال تغيير پيدا مىكند و رو به اعتدال مىگذارد. و به بعض اين معانى اشاره فرموده در احاديث شريفه كافى: بِإسْنادِه عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ- عليه السلام- قَالَ:
«إن هذا الغضب جمرة من الشيطان توقد في قلب ابن آدم. وإن أحدكم إذا غضب احمرت عيناه و انتفخت أوداجه و دخل الشيطان فيه، فإذا خاف أحدكم ذلك من نفسه، فليلزم الأرض؛ فإن رجز الشيطان ليذهب عنه عند ذلك» [٢]
. يعنى «حضرت باقر العلوم- عليه السلام- فرمود:" همانا اين غضبْ برقه آتشى از شيطان است كه در قلب پسر آدم افروخته شود. و همانا يكى از شماها وقتى خشمناك شود، چشمان او سرخ شود و رگهاى گردن او باد كند، و شيطان در او وارد شود. پس وقتى كه ترسيد يكى از شما آن را از خودش، به زمين بچسبد و ملازم آن شود، زيرا كه پليدى شيطان از او برود در اين هنگام"».
[١] شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعة ذكر خدا را در حال غضب واجب دانسته است. (وسائلالشيعة، ج ١٥، ص ٣٦٤، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ٨٤)
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٣٠٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الغضب»، حديث ١٢؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٣٦٠، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ٥٣، حديث ١٢.