موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - فصل در بيان مذمّت افراط در غضب
مدارك ظاهره انسان، از قبيل چشم و گوش و زبان و غير اينها، شعلههاى سخت دردناكش بيرون آيد. بلكه خود اين مدارك ابوابى است كه به جانب آن جهنم گشاده شود، و آتش جهنمِ اعمال و دوزخ جسمانىِ آثار بر ظاهر بدن انسان احاطه كند و رو به باطن رود. پس، انسان بين اين دو جهنم، كه يكى از باطن قلب بروز كرده و نايره و شعلهاش از طريق ام الدماغ به ملك بدن وارد گردد، و ديگرى صورت قبايح اعمال و تجسم افعال است و از ظاهر رو به باطن تصاعد كند، در فشار و عذاب است. و خداى تبارك و تعالى مىداند كه اين چه فشارى و چه زحمتى است غير از سوختن و گُداختن.
تو گمان مىكنى احاطه جهنم مثل اين احاطههاست كه تو تصور مىكنى؟ احاطه اينجا فقط به سطح ظاهر است، ولى احاطه آنجا به ظاهر و باطن و به سطوح و اعماق است.
و اگر خداى نخواسته صورت غضب در انسان ملكه راسخه گردد كه فصل اخيرش صورت غضب گردد، مصيبت افزون شود، و صورت برزخ و قيامتْ صورت سَبُع است- آن هم سبعى كه در اين عالَم نظير ندارد؛ زيرا كه سبعيّت انسان را در اين حال مقايسه با هيچيك از حيوانات نتوان كرد؛ همانطور كه در جانب كمالْ احدى از موجودات همترازوى اين اعجوبه دهر نيست، در جانب نقص و اتصاف به صفات رذيله و ملكات خسيسه نيز با او هيچيك از موجودات در ميزان مقايسه نيايد. أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ [١] در شأن او وارد شده؛ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً [٢] درباره قلوب قاسيه بشر نازل گرديده است.
اينها كه شنيدى شمّهاى است از فساد اين نايره سوزناك غضب در صورتى كه از آن معاصى و مفاسد ديگر بروز نكند- و خودِ آتش درونى ظلمانى در باطن درهم پيچيده و محبوس شود و مختنق شده اطفاء نور ايمان كند؛ چنانچه شعله مختنق به هم پيچيده و با دودهاى ظلمانى ملتوى شده نور را منطفى و خاموش نمايد- ولى خيلى بعيد
[١] «آنان چون چهارپاياناند، بلكه گمراهترند». (الأعراف (٧): ١٧٩)
[٢] «دلهايتان چون سنگ يا سختتر است». (البقرة (٢): ٧٤)