موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٢ - فصل در بيان مذمّت افراط در غضب
موقع خود جهاد با اعداى خدا. حتى از بعضى از متفلسفين منقول است كه در محلهاى خوفناك مىرفت و توقف مىكرد و نفس خود را در مخاطرات عظيمه مىانداخت و سوار كشتى مىشد در موقع تلاطم دريا، تا آنكه نفسش از خوف نجات پيدا كند و از كسالت و سستى رهايى يابد [١].
در هر صورت، در باطن ذات انسان و حيوان قوه غضبيه موجود و مودوع است؛ الّا آنكه در بعضى خاموش و افسرده است، مثل آتشى كه زير خاكستر باشد. بايد اگر انسان در خود حال خاموشى و سستى و بىغيرتى احساس كرد، با معالجه به ضد از آن حال بيرون آيد و نفس را در حال اعتدال درآورد، كه آن شجاعت است كه از ملكات فاضله و صفات حسنه است. كه پس از اين اشارهاى به آن مىشود.
فصل در بيان مذمّت افراط [در] غضب
چنانچه حال تفريط و نقصِ از اعتدالْ از صفات رذيله و موجب مفاسد بسيارى است، كه شمهاى از آن را شنيدى، همينطور حد افراط و تجاوز از حد اعتدال نيز از رذائل اخلاقى و موجب فسادهاى بىشمار است. كفايت مىكند در فساد آن حديث شريف كافى: عَن أَبي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- قالَ: «
قال رسول الله، صلى الله عليه و آله:
الغضب يفسد الإيمان كما يفسد الخل العسل» [٢]
. يعنى «از حضرت صادق- عليه السلام- منقول است كه فرمود: رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود:" غضب فاسد كند ايمان را، چنانچه فاسد كند سركه عسل را"».
چه بسا باشد كه انسان غضب كند و از شدت آن از دين خدا برگردد و نور ايمان را خاموش كند و ظلمت غضب و آتش آن، عقايد حقّه را بسوزاند؛ بلكه كفرِ جحودى پيدا
[١] تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق، ص ١٧٣.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٣٠٢، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الغضب»، حديث ١؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٣٥٨، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ٥٣، حديث ٢.