موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - فصل در مفاسد كبر است
مُحمّدِ بنِ يَعقوبَ، عَنْ عَليِّ بنِ إبراهيمَ، عَنْ أَبيه، عَن ابْنِ أبي عُمَيْرٍ، عن ابْنِ بُكَيْرٍ، عن أَبي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- قالَ:
«إن في جهنم لواديا للمتكبرين يقال له «سقر»؛ شكى إلى الله، عز و جل، شدة حره و سأله أن يأذن له أن يتنفس؛ فتنفس فأحرق جهنم» [١].
حديث در كمال اعتبار است، بلكه مثل «صحيح» است. «ابن بكير از حضرت صادق- عليه السلام- نقل مىكند كه گفت:" همانا در جهنم وادى هست از براى متكبران كه او را «سقر» گويند. شكايت كرد به خداى عزّ وجلّ از شدت حرارت خود و خواست از خدا كه اذن دهد او را كه نفس بكشد. پس تنفس كرد؛ پس محترق كرد جهنم را"».
پناه مىبرم به خدا از جايى كه خودش با آنكه دار عذاب است از حرارت خودش شكايت كند و جهنم از نفَس او بسوزد.
سختى و شدت حرارت آتش آخرت را ما نمىتوانيم در اين عالم ادراك كنيم؛ زيرا كه سبب اختلاف شدت و ضعف عذاب:
يكى قوت و ضعف ادراك است؛ هر چه مدرك قوىتر و ادراك تامتر و خالصتر باشد بيشتر ادراك الم و درد كند.
و يكى ديگر اختلاف موادى است كه حسّ به او قائم است در قبول حرارت. چون مواد مختلف است در قبول حرارت. مثلًا طلا و آهن بيشتر قبول حرارت مىكنند از سرب و قلع؛ و اينها بيشتر قبول مىكنند از چوب و زغال و اينها از گوشت و پوست.
و يكى ديگر شدت ارتباط قوه ادراك است به محل قابل. مثلًا مغز سر انسان با آنكه قبول حرارت كمتر مىكند از استخوانها، مع ذلك تأثرش بيشتر است؛ زيرا كه قوه ادراك در آن بيشتر نمايش دارد.
و يكى ديگر نقص و كمال خود حرارت است. اگر حرارت صد درجه باشد، بيشتر متألم مىكند از آنكه پنجاه درجه باشد.
و يكى ديگر اختلاف ارتباط ماده فاعله حرارت است به ماده قابله آن. مثلًا آتش اگر مقارن با دست باشد يا بچسبد به دست، در سوختن فرق مىكند.
[١] الكافي، ج ٢، ص ٣١٠، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الكبر»، حديث ١٠.