ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١٩ - باب مواردى كه در غير نفس ديه تمام يا نصف است
سالم را ببندند و همين دستور را عملى كنند و تفاوت ميان آن دو را بسنجند و مقدار ديه را از روى آن تعيين نمايند.
٥٢٩٠- سليمان بن خالد گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى با استخوان به گوش شخصى كوفته و مضروب مدّعى است كه شنوائىاش بكلّى از بين رفته است حكم چيست؟ فرمود: يك سال صبر كنند و دو تن عادل بر وى بگمارند كه وضع وى را زير نظر بگيرند، پس اگر آمدند و شهادت دادند كه او شنيد، و شنيدن خود را پاسخ داد، پس ادّعايش باطل است و حقّى ندارد و چنانچه در طول اين مدّت چيزى نشنيد پس سوگندش دهند، بعد ديه او را بپردازند. گويد: عرض كردم اگر پس از گرفتن ديه گوشش شنيد چه؟ فرمود: اين چيزى است كه خداوند متعال به بخشش به او باز گردانيد است، گويد: و پرسيدم در باره چشم كه صاحبش ادّعا مىكند نمىبيند چه؟ فرمود: يك سال مهلت دهند و سپس او را سوگند دهند كه نمىبيند، آنگاه ديه را به او بپردازند، عرض كردم: اگر پس از آن يك سال و گرفتن ديه چشمش ديد پيدا كرد چه حكمى دارد؟ فرمود: اين چيزيست كه خداوند به او عطا فرموده است.