ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٧٤ - باب قصاص و مقدار ديه
قصاص ميكنند، و اگر تنها بقتل شهادت دادند و بسلامت عقلش شهادت ندادند، پس اگر قاتل داراى مال و ثروتى است مشخّص و معلوم، ديه مقتول را از مال او استيفاء مىكنند و بورثه مقتول ميدهند، و چنانچه مالى ندارد، ديه را از بيت المال مسلمين مىپردازند، و خون مسلمانى را بىقصاص و ديه هدر نمىدهند.
٥١٩٩- سليمان بن خالد گويد از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى براى كودك شيرخوارش دايهاى اجير كرد و طفل را بوى سپرد، و دايه رفت و مرضعه ديگرى براى او گرفت و آن ديگر كودك را برد و معلوم نشد با او چه كرد، و دايه را قصاص نكنند حكم چيست؟ فرمود: ديه تمام است.
شرح: «دايه دوّم او را برده و معلوم نشده با او چه كرده است، دايه اوّل را هم كه نميتوان قصاص كرد (چون او را كه نكشته است) پس ديه را كامل ميپردازد. و اين خبر بار ديگر هم در آينده تحت رقم ٥٣٦٤ خواهد آمد».
٥٢٠٠- حسن بن صالح بن حيّ گويد: از ابو عبد اللَّه ٧ پرسيدم:
مردى را كشته يافتند و دو تن نزد وليّ مقتول آمده اعتراف كردند يكى گفت: من او را عمدا كشتم، و ديگرى گفت: من او را به خطا كشتهام، حكم چيست؟ فرمود: اگر بگفته آن كس كه گفته است: من او را بعمد كشتم ترتيب اثر دهد، و او را قاتل گيرد، حقّ ندارد آن ديگر را مأخوذ دارد، و اگر بقول آنكه اظهار داشته من بخطا او را