ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٠ - باب حد سرقت و دزدى
شخصى بقصد مسجد يا بحاجتى از منزلش بيرون آمد و مردى او را ديد يا سر راه او را گرفت و ضربتى بر او زد و جامهاش را ربود چه كند؟ فرمود: علماى بلد شما چه نظر ميدهند؟ عرضكردم: گويند اين راهزنى و اختلاس است نه سرقت و عامل را محارب ندانند، و گويند محارب در بلاد شرك است، فرمود: كدامين احترامشان بيشتر است دار الاسلام يا دار الشرك، گويد: عرض كردم: دار الاسلام، فرمود: اينان (يعنى دزدان مسلح) از اهل اين آيه باشند: إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- الخ».
٥١٢٦- از طريف بن سنان ثورى نقل كردهاند كه گفت: از جعفر بن محمّد عليهما السّلام پرسيدم: حكم مرديكه زن آزادى را بدزديد و او را بفروخت چيست؟ فرمود: در اينجا چهار حدّ بايد اجرا شود، امّا اوّل آنها: سارق را بدين سرقت بايد انگشتان دستش را ببرند، دوم چنانچه از زن كام گرفته باشد يك صد تازيانه نيز باو بزنند، و بر آن كس كه او را خريده است اگر از قضيّه آگاه بوده و محصن است او را سنگسار كنند، و اگر غير محصن است يك صد تازيانه زنند، و اگر با خبر از دزدى نبوده چيزى بر او نيست و زن حدّى ندارد، و نيز اگر از زن بعنف كام گرفته است زن حدّى ندارد ولى اگر خود تمكين كرده و حاضر شده يك صد تازيانه حدّ اوست و بايد بر او