ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٠ - باب حد سرقت و دزدى
بدين كار واداشت و چاره نداشتم چه؟ فرمود: دست او را قطع مىكنند چون مال ديگرى را بسرقت برده است.
شرح: «اين حديث متضمّن حكمى نادر است، و مشهور بر خلاف آن فتوا دادهاند، و نيز معارض خبر زراره كه تحت رقم ٥١١٠ خواهد آمد ميباشد، و دست خيانت كار را نمىبرند بلكه دست دزد كه مالى را پنهان از صاحبش از محلّ امن ربوده با شرائطى ميبرند».
٥١٠٣- و از يكى از دو امام ٨ بسند نامعلوم روايت است كه فرمود: دست سارق را نمىبرند مگر آنكه خود دو بار بسرقت اقرار كند، پس اگر توبه كرد مالى را كه دزديده ضامن است، و دستش را نمىبرند چنانچه به بيّنه دزديش ثابت نشده باشد.
٥١٠٤- و در روايت سكونى از امام صادق از پدرانش عليهم السّلام آمده است كه امير مؤمنان ٧ فرمود: هر گاه دزد از جايى كه همگان مىتوانند بدون اجازه وارد شوند چيزى بربايد دستش بريده نمىشود، مانند حمّامها و كاروانسراها، و آسيابها و مسجدها.
٥١٠٥- محمّد بن مسلم گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم اگر كودك نابالغى دزدى كرد چه حكمى دارد؟ فرمود: اگر هفت سال يا كمتر دارد از او قلم