ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٧ - (آنچه سبب جواز فسخ عقد نكاح است)
بيمارى جذام و پيسى است، گويد پرسيدم: اگر با وى نزديكى كرده باشد چه كند؟
فرمود زن مهريّهاش را طلبكار است چون از او كام گرفته است، و مرد ميتواند نكاح را فسخ كند و از ولىّ زوجه كه بدون ذكر عيب او را بنكاح مرد داده غرامت گيرد بهمان مقدار كه پرداخته است.
شرح: «ظاهر خبر آنست كه خيار فسخ زوج در مورد جذام و پيسى و ديوانگى بوطى ساقط نمىشود».
٤٤٩٧- محمّد بن مسلم گويد: امام باقر ٧ فرمود: اگر زوجه كور و يا مبتلا به بيمارى پيسى و يا جذام و يا لنگ باشد و مرد آگاهى نداشته و پس از عقد فهميده است مرد ميتواند نكاح را فسخ كند.
٤٤٩٨- حلبى گويد: امام صادق ٧ در مورد مرديكه از خاندانى دخترى بزوجيّت گرفته و آن زن از يك چشم نابينا بود و بوى نگفته بودند كه معيوب است فرمود: مرد حقّ فسخ نكاح را در اين مورد ندارد، و اختيار فسخ نكاح در موردى است كه زن مبتلا به پيسى و يا جذام و يا ديوانگى و يا غدّه رحمى باشد، عرض كردم در اين موارد اگر با زن نزديكى كرده بود مهريّهاش را چه كند؟ فرمود: زن مهريّه را براى كاميابى كه از او شده طلبكار است، و البتّه ولىّ زن كه بدون اطّلاع زوج از عيب با دانائى او را بحباله نكاح مرد در آورده بايد غرامت كشد و هر مقدار كه مرد به