ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٧٢ - باب نوادر ديهها
و سند خبر نيز موثّق و صحيح است و در مجلّد اوّل كتاب ص ١٢٦ گذشت و مؤلّف در آنجا سخنى داشت».
٥٣٩٥- داود بن فرقد گويد: امام صادق ٧ فرمود: داود بن على (بن عبد اللَّه بن عباس حاكم مدينه) از من پرسيد، مردى بخانهاى آمد و رفت داشت صاحب خانه او را از آمدن بخانهاش منع ميكرد و آن شخص نمىپذيرفت، صاحب خانه نزد حاكم رفته شكايت كرد، حاكم او را گفت: اگر اين بار آمد، او را بكش، و وى او را كشت، نظر شما در اين باره چيست، و من گفتم: نظرم آنست كه نبايد او را بكشد زيرا اگر چنين امرى پاى گيرد، سپس هر كس دشمن خود را مىكشد، و مىگويد: به خانهام بدون اذن من مىآمد و من او را كشتم.
٥٣٩٦- و محمّد بن احمد بن يحيى، از على بن اسماعيل، از احمد بن نضر، از حصين بن عمرو، از يحيى بن سعيد [از سعيد] بن مسيّب روايت كرده است كه معاويه بن ابى سفيان به ابو موسى اشعرى نوشت «همانا شخصى بنام ابن ابى الحسين يا ابن ابى الجسرين- مردى را بر روى همسر خود ديده و او را كشته است و حكم آن براى قاضيان شام مشكل شده، تو از على حكم آن را سؤال كن و براى من بنويس، ابو موسى از امير مؤمنان ٧ پرسيد، آن حضرت فرمود بخدا سوگند اين امر در اين