ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٥ - باب زخمها و نامهاى اصطلاحى آنها
اجزايش پراكنده پيدا شود چگونه بر او نماز گزارند؟ فرمود: در آن قسمت كه قلب در آنست.
شرح: «اين خبر و ذيل خبر سابق به كتاب ديات مربوط نيست».
باب زخمها و نامهاى اصطلاحى آنها
اصمعى (عبد الملك بن قريب) گويد: سرآغاز زخم كه پوست را بشكافد «حارصه» گويند، و از اينجاست كه گويند: لباسشوى لباس را حرص كرد يعنى پاره كرد، و پس از حارصه «باضعه» است و آن وقتى است كه گوشت را نيز بدرد يعنى از پوست بگذرد و داخل گوشت سر و روى شود، سپس «متلاحمه» باشد و آن وقتى است كه گوشت دريده شود ولى به پوسته روى استخوان سر نرسد. آنگاه «سمحاق» است، و آن پوستهاى است كه ميان آن و استخوان پرده رقيقى است، و هر پرده رقيقى سمحاق است، و از اين رو گويند در آسمان سماحيق است يعنى پارهائى از ابر، و بر گوسفند سمحاق است (پارههاى پيه است بر روده آن)، و پس از آن «موضحه» است و آن اينست كه استخوان سر را آشكار كند، و بعد «هاشمه» است، و آن وقتى است كه استخوان سر بشكند، و بعد از آن «منقّله» است و آن هنگاميست كه پوست استخوان خارج گردد، و آن قشرى است ميان گوشت و استخوان، و از اين معنى است قول نابغه