ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥١ - باب حكم آنچه حيوان سوارى با دست يا پاى خود در رفتن بكسى آسيب وارد آورد
شدهاند، اگر بكسى آسيبى رسانند صاحبانشان ضامن آن نيستند.
٥٣٥١- و در روايت سكونى از امام صادق ٧ آمده است كه فرمود:
امير مؤمنان ٧ كسى را كه از جلو حيوان افسار او را مىكشد، و آنكه از پشت آن را ميراند، و آن كس كه سوار بر آنست همه را ضامن ميدانست.
شرح: «خبر تمامش ذكر نشده است تا معنايش واضح باشد، و در كافى ذيلى دارد كه امام ميفرمايد: «ما أصاب الرّجل فعلى السّائق، و ما أصاب اليد فعلى القائد و الرّاكب» (آنچه باسم پا آسيب رسانيد با شخصى است كه آن را از پشت ميراند، و آنچه باسم دست آسيب رسانيد غرامتش با كسى است كه از جلو حيوان را مىكشد و آن كس كه سوار بر آنست) و اين تقطيع و حذف از موارديست كه مخلّ بمعنى است».
٥٣٥٢- و امير المؤمنين ٧ در مورد چهار پائى كه دو تن بر آن سوار بودند، و آن حيوان مردى را زير پا گرفت و كشت يا مجروح كرد، هر دو را ضامن دانست و حكم فرمود غرامت را بشركت هر دو با هم مساوى بپردازند.
٥٣٥٣- و در روايت غياث بن ابراهيم آمده است كه جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرده كه امير مؤمنان ٧ هر گاه چهار پا با دست كسى را لگد ميكرد، صاحب آن را ضامن ميدانست، و اگر باسم پا بر كسى ميزد، نه. مگر اينكه كسى آن حيوان را بزند و آن با لگد، ديگرى را صدمه و آسيب رساند.
شرح: «مستثنى منقطع است، و معنى جمله آنست كه در آن صورت ضارب را