ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٠٩ - باب مسلمانى كه ذمى يا بنده يا مدبر يا مكاتبى را بكشد و بالعكس
ميستاند.
٥٢٧١- ابو بصير گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم غلام مدبّرى مردى را عمدا كشته است، فرمود: او را مىكشند، عرضكردم: اگر بخطا او را كشته باشد چه؟
فرمود: وى را به اولياء مقتول ميدهند، و برده آنها است، چنانچه خواستند به بردگيش نگه مىدارند، و اگر بخواهند او را مىفروشند، و حقّ ندارند او را بكشند، سپس فرمود: أى أبا محمد مدبّر خود برده است.
شرح: «از اين روايت و چند روايتى كه گذشت اشتباهى را كه در روايت ٥٢٢٤ (كه خطاى عبد را در حكم عمد مىدانست) رخ داده است معلوم مىشود».
٥٢٧٢- محمّد بن مسلم گويد: از امام باقر ٧ سؤال كردم: مكاتبى مردى را از روى خطا كشته است چه حكمى دارد؟ فرمود: چنانچه مولايش آن هنگام كه با او عقد مكاتبه مىبسته با او شرط كرده است كه اگر از أداى وجه مكاتبه واماند برقّيّت باز گردد پس او اينك بمنزله عبد است، او را به اولياء مقتول مىدهند، چنانچه خواستند ببردگى مىگيرند و چنانچه خواستند مىفروشند، و اگر مولايش با او چنين شرطى نكرده بود، و وى مبلغى از وجه مكاتبه را پرداخته است، كه امير مؤمنان ٧ در اينجا مىفرمود: از مكاتب بمقدار مبلغى كه پرداخت كرده آزاد شده، و