ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٠٨ - باب مسلمانى كه ذمى يا بنده يا مدبر يا مكاتبى را بكشد و بالعكس
نكرده، اين غلام بطور شركت متعلّق به آن دو مجروح است، و اگر محكمه در باره مجروح اوّل حكم صادر كرده و وى را بابت جنايت به اوّلى داده و پس از آن مرتكب جنايت دوّم شده، جنايت دوّم را صاحب دوّم غرامت مىكشد.
٥٢٦٨- و عبيد اللَّه حلبى گويد: امام صادق ٧ فرمود: هر گاه شخص آزادى بندهاى را بكشد، بايد قيمت عبد را بصاحب او بپردازد، و تازيانهاى چند هم براى تأديب بخورد، پرسيدند: اگر قيمتش بيست هزار بود چه؟، فرمود: قيمت عبد از ديه حرّ و آزاد افزون نگردد.
٥٢٦٩- و در روايت سكونى از امام صادق ٧ است كه فرمود:
امير مؤمنان ٧: ديه جراحات بندگان را همانند ديه جراحات آزادان در قيمت محسوب ميداشت.
٥٢٧٠- ابو محمّد عبد اللَّه بن سعيد وابشى گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم مردى بر عليه عبدى جنايتى را ادّعا كرد كه همه قيمت عبد را فرا ميگرفت، و خود عبد نيز اعتراف به جنايت داشت، فرمود: اقرار عبد بر ضرر و زيان مولايش نافذ نيست و فائده ندارد، اگر آن جماعت اقامه بيّنه و شاهد بر جنايت او كه ادّعا مىكنند كردند، برده را به غرامت جنايت مىگيرند، و صاحبش مبلغ ديه را مىپردازد و غلام را