ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٨٣ - باب قصاص و مقدار ديه
٥٢١٩- داود بن سرحان از امام صادق ٧ نقل كرده در باره مرديكه متاعى را بسر خويش حمل ميكرد، بانسانى برخورد كرد و او بمرد يا جايى از بدن او صدمه ديد و شكست، فرمود: او در امان است.
شرح: «سند تا بداود صحيح است و داود خود ثقه است، و كافى و تهذيب خبر را بسند ضعيف نقل كردهاند و در آن دو «فهو ضامن» بجاى «فهو مأمون» ضبط شده است، و منافاتى ندارد زيرا «فهو مأمون» يعنى او قصاص ندارد، و از قصاص در امان است، و حكم آن پرداخت ديه است، و «فهو ضامن» نيز همين معنى را داراست، يعنى قصاص ندارد و تنها ضامن ديه مقتول است».
٥٢٢٠- على بن أبى حمزه گويد: بأبي الحسن موسى امام هفتم ٧ عرضكردم: قربانت گردم: شخصى كسى را از روى عمد يا به خطا كشته است، و مقتول بمردم مديون است و مالى از آنها بعهده اوست، و اولياء او قصد دارند خون او را به قاتل ببخشند (در صورت عمد قصاص ننموده، و در صورت خطا نيز ديه نستانند) حكم چيست؟ فرمود: اگر خون او را به قاتل ببخشند ضامن ديه يا دين او هستند، عرضكردم: اگر او را بخواهند بكشند چه؟ فرمود: اگر عمدا مرتكب قتل شده قاتل كشته مىشود، و دين مقتول را امام مسلمين از سهم غارمين (بدهكاران) كه در زكات دارند ادا مينمايد، عرضكردم: در صورتى كه قتل عمدى باشد و اولياء مقتول بگرفتن ديه صلح كرده باشند، دين بر عهده كيست؟ آيا بر عهده اولياء اوست كه از ديه بپردازند، يا