ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٨ - ديه جوارح و مفاصل و نطفه و علقه و مضغه و استخوانها و پيكر
چيزى از ديه به او ندهند مگر آنچه سوگند خورده و آنچه اطمينان پيدا كردهاند كه راست مىگويد. و والى و حاكم موظّف است كه در اينجا با پرسش و تحقيق، و احتياط كردن در قصاص و اجراى حدّ و ديه و اجراى حكم، او را يارى كند.
و اگر گوش يا قوّه شنوائى او آسيب ديده بود بر همين نحو عمل بايد كرد، با زدن چيزى بر چيز ديگر در محلّى او را امتحان مىكنند كه تا چه بعدى ميشنود و بر اين قياس نقص شنوائى او را معلوم ميدارند، و قسامه و سوگند در اين مسأله نيز مانند چشم باندازه آسيبى است كه قوّه شنوائى او ديده، و اگر همه شنوائى را از دست داده بهمان طور كه در ديد سخن رفت، و اگر احتمال دروغ در وى بود و ترس اينكه مبادا بشنود و خود را به كرى زند درنگ ميكنند و منتظر وقتى كه غافل است ميشوند و در آن حال بانگى ميزنند اگر شنيد او را به محكمه باز مىگردانند و شكايت را از نو مىآورند و حاكم با رأى و نظر خود حكم مىكند و مقدارى از ديه پرداخت شده كسر مىنمايد و از او ميستاند.
و اگر نقصى در ران يا بازو حاصل شده بود آن را با وسيلهاى ريسمان يا هر چه مانند آن باران يا بازوى سالم آن شخص آسيب ديده مىسنجند و ميزان نقص را تعيين مىكنند و بر حسب آن ديه را معلوم مىكنند، و اگر ساق پا يا ساق دست آسيبى ببيند با همان ميزان ران و بازو مىسنجند، و حاكم خود باندازه ران مىنگرد.