ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٩ - باب نوادر حدود
نيست.
شرح: «معنى شفاعت در حدّ معلوم است يعنى پس از اينكه جرم نزد امام ثابت شد و حدّ بر مجرم واجب گشت شفاعت كسى در باره او فائده ندارد، و همچنين كسى حقّ ندارد ضامن او شود و اجراء حدّ را بعقب اندازد، و نيز سوگند در اثبات جرم معنى ندارد، و آن چنين است كه اگر كسى مثلا بر عليه ديگرى ادّعا كند كه مرا قذف كرده است و شاهد نداشته باشد و تقاضا كند كه حاكم يا قاضى متّهم را وادار بدادن سوگند كند اين سوگند موجب حدّ نمىشود».
٥١٤٧- و در روايت سكونى از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام آمده است كه نزد علىّ ٧ شارب خمرى را آوردند، حضرت فرمود: قرآن بخواند، او بخواند امام عباى او را گرفت و داخل عباهاى ديگران كرد و فرمود: عباى خويش را از ميان اين عباها برگير، مرد از مستى نتوانست آن را تشخيص دهد، پس حدّ را بر او جارى كرد.
شرح: «اين كار براى تحقيق در اصل جرم است نه براى حدّ سكر و مستى، و خوردن خمر و لو مست هم نكند موجب حدّ است، و بنظر ميرسد آن حضرت براى اينكه مردم حالت وى را ببينند و از آن نفرت جويند اين كار را انجام داده است».
٥١٤٨- حلبى (عبيد اللَّه) گويد: امام صادق ٧ فرمود: براستى كه در كتاب على ٧ چنين است كه او در تأديب كودكان تمام تازيانه را و نيم آن را و بعض آن را بكار ميبرد، و حدّ را اجرا ميكرد هر گاه پسر يا دختر مجرم نابالغى را مىآوردند، او حدّى از حدود الهى را معطّل نمىگذاشت. از وى پرسيدند: آن حضرت