ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٢ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
روى بمردم كرده فرمود: آيا شما عاجزيد از اينكه يكى از شما اگر مرتكب عمل ناشايستهاى شد بر خود بپوشد همچنان كه خداوند از ديگران آن را مستور داشته، آن مرد برخاست و گفت: يا على من زنا كردهام مرا پاك ساز، حضرت پرسيد: چه تو را وادار كرد كه اين كلام را در اين جمع بگوئى؟ گفت: طلب پاك شدن از گناه، حضرت فرمود: چه طهارتى بالاتر از توبه است، سپس روى بياران كرده مشغول به سخن شد، مرد برخاست و گفت: يا امير المؤمنين من براستى كه زنا كردهام مرا پاك ساز، حضرت فرمود: آيا چيزى از قرآن خواندهاى؟ گفت: آرى، فرمود: بخوان، مرد شروع كرد و درست خواند، پرسيد آيا مبتلا به بيمارى يا ناراحتى عصبى هستى كه گاهى تو را فرا مىگيرد، يا بسردردى گرفتارى يا چيزى در بدن تو است، يا در سينه تو اندوهى است و تو را ناراحت ساخته، مرد گفت: يا امير المؤمنين نه، فرمود: خدايت ببخشد برو تا از ديگران سرّى از وضع تو سؤال شود چنان كه از تو آشكارا پرسش شد، و اگر باز نگردى ما نيز با تو كارى نخواهيم داشت، و در باره او از ديگران سؤال شد، گفتند سالم و تندرست است و چيزى كه انسان را در مورد او بشك اندازد در او سراغ نداريم، گويد:
سپس مرد آمد نزد امام و باو گفت: يا امير المؤمنين من زنا كردم مرا پاك ساز، حضرت