ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٣٥ - باب آنچه در باره زنا آمده است
٤٩٨٦- و در روايت ابراهيم بن أبى البلاد آمده است كه فرمود: در زمان داود پيغمبر ٧ زنى بود كه مردى پيوسته متعرّض او مىشد و از او كام ميخواست و زن امتناع مىورزيد و او بعنف او را مجبور مىكرد، تا اينكه خداوند بر دل او انداخت، و بآن مرد گفت هيچ گاه تو نزد من نيائى مگر اينكه نزد عيال تو ديگرى باشد، گويد: مرد بسوى خانه خود رفت و مردى را در كنار همسر خود ديد، او را نزد داود ٧ آورد و شكايت كرده گفت اى پيامبر خدا بلائى بسرم آمده كه بر سر احدى نيامده است، پرسيد آن چيست؟ مرد گفت: اين شخص را در كنار همسرم در خانهام يافتم، پس خداوند متعال بداود ٧ وحى فرستاد كه باو بگو همان كه تو خود در باره ديگران كردى بسرت آمد.
٤٩٨٧- محمّد بن مسلم گويد: امام محمّد باقر ٧ فرمود: هنگامى كه زانى مشغول زناكارى است حقيقت و روح ايمان از دل او بيرون شده است، پس اگر آمرزش طلبد، آن روح باو باز گردد، و گفت: رسول خدا ٦ فرمود: زناكار در حين زنا ايمان نخواهد داشت و مؤمن نيست، و مىگسار در حين شرب مؤمن نيست، و سارق (دزد) حين سرقت مؤمن نخواهد بود، و امام باقر : فرمود پدرم