ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٩ - باب لعان
اعضاء بدن است، و صورت و عورتين را مستثنى دانند و نزنند، و زن حامله رجم نمىشود، و چنانچه زن به لعان حاضر شد حدّ آن كه رجم است از او برداشته مىشود و ميان آن زن و شوهر براى هميشه جدائى مىافتد و ديگر بر او حلال نخواهد شد.
شرح: «بايد دانست كه حدّ رجم هرگز ثابت نخواهد شد، زيرا هيچ انسان با شعورى در مقابل چهار شاهد عادل نمىتواند مرتكب اين عمل شود، و شخص عادل نيز بعورت زن و مرد بيگانه نمىنگرد تا بتواند شهادت دهد كه من مانند ميل در سرمهدان آلت فلانى را در فرج فلان زن ديدم و ديگران با من بودند و ديدند، و در اداء شهادت بايد همه متّفق القول تفصيل واقعه گويند كه اگر در زمان يا مكان يا وضع ديدن اختلاف كنند خود بايد تازيانه بخورند و تنها شهادت به در آغوش يك ديگر ديدن و يا شهادت به بوسه رجم را موجب نمىشود، و اقرار مرتكب چهار بار موجب حدّ است يعنى صد تازيانه نه موجب رجم و رواياتى كه اقرار را موجب رجم دانسته غالبا مخدوش است و از نظر سند قابل اعتبار نيست و شرح مفصّل آن إن شاء اللَّه در كتاب حدود خواهد آمد».
و اگر شخصى به فرزندش ابن زانيه خطاب كند بايد حدّ قذف بخورد.
و اگر مرد پس از لعان ادّعا كند كه فرزند از آن اوست او را نسبت به وى مىدهند ولى زوجهاش را باو باز نمىگردانند، پس اگر پدر بمرد فرزند اين چنين از وى ارث مىبرد ولى اگر فرزند از دنيا رفت و پدر زنده بود ارث نمىبرد و ميراث او بمادرش ميرسد، و چنانچه مادر نداشت ميراثش بخويشانى كه از طرف مادر با وى بستگى