ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٠ - باب طلاق خلع
اطاعت نمىكنم، با تو خود را جنب نمىسازم تا غسل بر من واجب شود، و در رختخواب تو مرد ديگرى را مىآورم، و بدون إذن تو هر كس را بخواهم بخانهات راه مىدهم، و مردم قبل ازين بكمتر از اين كلمات او را رها مىكردند، و چون زن چنين سخنانى را بگويد بر مرد حلال است هر چه از او بگيرد و او را رها كند، و البته حقّ دو طلاق ديگر براى مرد باقى است و خلع يك طلاق محسوب مىشود، و نيز آن حضرت فرمود: زن بايد شروع بكلام كند كه دليل باشد او ببقاء زناشوئى حاضر نيست، بدون اينكه خود متوجّه باشد، يا شوهر باو بياموزد.
٤٨٢٢- رفاعة بن موسى از آن حضرت ٧ پرسيد: آيا زن مختلعه حقّ نفقه و سكنى در أيّام عدّه دارد يا نه؟ فرمود: نه حقّ سكنى دارد و نه حقّ نفقه، و نيز پرسيدند زن مختلعه را چيزى مىدهند و رها مىكنند؟ فرمود: نه.
٤٨٢٣- محمّد بن مسلم گويد: امام صادق ٧ فرمود: هنگامى كه زن بشوهر خود گفت: ديگر فرمانت را اطاعت نخواهم كرد چه توضيح دهد چه ندهد براى مرد حلال است آنچه را كه زن براى دادن طلاق به او مىبخشد، و مرد حقّ رجوع نخواهد داشت.
و براى شوهر جايز است بيش از مبلغى كه بصداق بزوجهاش داده از وى