ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١١ - باب اختيار طلاق را بزوجه دادن
طلاق كافى از عيص بن القاسم از امام صادق ٧ نقل كرده است».
٤٨١٠- و در روايت أبى الصباح كنانى چنين است كه يكى از زوجات رسول خدا ٦ بنام زينب اعتراضا بآن حضرت گفت: به عدل رفتار نمىكنى با اينكه پيامبر خدائى، و ديگرى بنام حفصه گفت: اگر او ما را طلاق دهد در قوم خود همشأنان خود را از قريش خواهيم يافت، اين مطالب موجب شد كه تا مدّت بيست و نه روز جبرئيل نازل نگردد و وحى الهى نازل نشود و بر خداوند اين گونه سخنان نسبت برسول گران آمد و بعد اين آيه يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ تا آخر را فرو فرستاد، و زنان، خدا و رسول را پسنديدند طلاق واقع نگرديد و چنانچه خود را اختيار مىكردند البتّه مطلّقه بودند.
٤٨١١- محمّد بن مسلم گويد: امام باقر ٧ فرمود: اگر مرد زن را مخيّر بطلاق كند و امر طلاق را بدو سپارد و اين در حال پاكى زن كه در آن با وى نزديكى نكرده است نباشد و در حضور دو شاهد عادل صورت نگيرد و زن طلاق اختيار كند فائدهاى ندارد و ميان آن دو فراقى حاصل نشده است، و اگر او را در حال طهر غير مواقعه و حضور شاهدين مخيّر سازد پس زن مخيّر است و چنانچه رهائى خود را اختيار