ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨١ - طلاق سنت
خويش را طلاق سنّت دهد پيش از اينكه عدّه او بسر آيد ميتواند رجعت كند و با او بسر برد، و چون عدّه زن تمام شود ميان آن دو جدائى افتد و چنانچه بخواهد بزندگى با او ادامه دهد بايد از نو او را به عقد جديد و مهر معيّن بزوجيّت خود در آورد، و شهادت زنان در طلاق فائدهاى ندارد، (و حتما بايد در حضور دو شاهد عادل مرد باشد) و كسى كه زوجه خود را بسنّت طلاق گفته مخارج أيّام عدّه زن و سكناى او بر او واجب است، و در أيّام عدّه هر يك از زوجين فوت كنند ديگرى از او ارث ميبرد.
٤٧٥١- علىّ بن ابى حمزه گويد: امام صادق ٧ فرمود: طلاقى صحيح نيست مگر طلاق سنّت، زيرا عبد اللَّه بن عمر زوجهاش را در يك مجلس واحد در حالى كه زن حائض بود طلاق گفت و سه بار صيغه آن را جارى كرد، و رسول خدا ٦ آن طلاق را باطل دانست و ردّ كرد، و فرمود: هر چيز كه با كتاب خدا ناساز باشد بايد بكتاب باز گردد و همساز شود.
٤٧٥٢- عبيد اللَّه حلبى گويد: از امام صادق ٧ پرسيدند: مردى بزوجه خويش بشرط گفته است اگر همسرى جز تو اختيار كنم يا شبى را بىتو صبح كنم يا با ديگرى غير تو باشم تو مطلّقه باشى؟ فرمود: رسول خدا ٦