ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٥ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
حيوان، و هر كدام كه عمل شود بىاشكال است، و پدر و مادر كوشش كنند كه از عقيقه نخورند هر چند حرام نيست بر آنها، و چنانچه مادر از گوشت عقيقه خورد سعى كند فرزند را شير ندهد، و ران گوسفند را بقابله دهند، و در صورتى كه مادر بزرگ پدرى نوزاد قابله باشد يا از نفقهخوران پدر كودك باشد سهم و بهرهاى از عقيقه نبرد، و ولىّ اگر بخواهد عقيقه را نپخته تقسيم كند ميتواند و اگر بخواهد آن را پخته و با نان و شورباى آن قسمت كند، و نبايد بغير اهل ولايت (يعنى طرفداران اهل البيت و شيعيان) بدهد.
٤٧١٧- و در روايت عمّار ساباطى از امام صادق ٧ است كه فرمود: چنانچه قابله يهوديّه بود و از ذبيحه مسلمين نمىخورد با يك چهارم قيمت گوسفند آن را از وى بخرند.
٤٧١٨- و نيز در روايت عمّار است كه يك چهارم گوسفند را به قابله دهند، و اگر فرزند بدون قابله بدنيا آمد، آن يك چهارم را به مادر نوزاد دهند تا بهر كس خواهد بدهد، و يا ده تن از مسلمانان را با آن اطعام كند، و اگر بيشتر شدند بهتر است.
٤٧١٩- و در روايت است كه از همه چيز بهتر آنست كه گوشت عقيقه را با آب