ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٤ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
حضرتش در مورد عقيقه پرسيدم فرمود: گوسفند يا گاو يا شتر عقيقه كنند، آنگاه نوزاد را نامگذارى كرده، و روز هفتم سر او را بتراشد و بوزن موى او طلا يا نقره تصدّق كنند، و چنانچه نوزاد پسر بود عقيقه نر ذبح كنند و اگر دختر بود ماده.
٤٧١٦- و ابو طالب- رحمه اللَّه- براى رسول خدا ٦ در روز هفتم ميلاد آن حضرت عقيقه كرد و فرزندان خود را بدان دعوت كرد، پرسيدند اين چه چيز است؟ پاسخ داد، اين عقيقه احمد است، گفتند: از چه رو نام او را احمد نهادى؟
فرمود: او را احمد خواندم براى ستودن أهل آسمان و اهل زمين او را.
شرح: «ابو طالب عموى رسول خدا ٦ است و پدرش عبد المطّلب هنگام ولادت رسول خدا حيات داشته و وى او را بحليمه سعدية براى پرورش و شير بدايگى داد، لذا بنظر ميرسد ابو طالب مصحّف عبد المطّلب باشد، يا بايد گفت بدستور عبد المطّلب كه وليّ طفل بوده او را نام نهاده است، و پارهاى از علماء انساب گويند: «كان ٦ إذا مات أبواه في حدّ الطّفوليّة» يعنى در سنين كودكى پدر و مادر را از دست داد و از اين كلام چنين استفاده مىشود كه هنگام ولادت آن حضرت عبد اللَّه نيز حيات داشته است. در كافى كتاب عقيقه بابى است كه باين مطلب پرداخته و با سند متّصل از امام صادق ٧ تمام آنچه صدوق نقل كرده آورده است». و ميتوان براى پسر حيوان ماده و براى دختر نر عقيقه كرد.
و روايت است كه براى پسر دو حيوان ماده عقيقه كنند و براى دختر يك