ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٣ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
براى خويش گوسفندى عقيقه كردم در حالى كه پير و سالخورده بودم.
٤٧١٣- و در روايت على بن الحكم از على بن ابى حمزه از امام هفتم ٧ آمده است كه فرمود: هنگامى كه انسان داراى فرزند مىشود عقيقه سنّت است، و اگر بخواهد همان روز او را نامگذارى كند اين كار مانعى ندارد.
شرح: «فقهاء وقت عقيقه را براى نوزاد آخر هفته اوّل معيّن كردهاند، و پارهاى آن را واجب شمردهاند مانند سيّد مرتضى و ابن جنيد و شيخ طوسى، و فقهاى پس از او آن را سنّت مؤكّد و مستحب دانند».
٤٧١٤- عمّار ساباطى از امام صادق ٧ روايت كرده كه فرمود:
عقيقه در صورتى كه شخص توانگر باشد واجب است، و هر كس كه تهى دست است هر گاه كه توانائى يافت انجام دهد، و چنانچه هيچ گاه توانگر نشد بر او چيزى نيست و اگر عقيقه نكرد تا عيد اضحى شد و قربانى نمود اين خود براى او كافى است و هر مولودى گرو عقيقه خود است، و در عقيقه فرمود گوسفندى فربه قربانى كنند، چنانچه نيافتند هر چه در أضحى قربانى بتوان كرد آن را عقيقه كنند و اگر آن ميسّر نشد برّهاى چاق كه در همان سال بدنيا آمده كفايت مىكند.
٤٧١٥- و در روايت محمّد بن مارد از امام ششم ٧ گويد از