ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٢ - بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
بابى در باره عقيقه و برداشتن كام نوزاد و نام و كنيه او و تراشيدن موى وى و سوراخ كردن گوشها و ختنه او
٤٧١٠- عمر بن يزيد گويد: از امام صادق ٧ شنيدم كه ميفرمود:
هر كس در قيامت گرو عقيقهاى است كه براى فرزندش بايد انجام ميداده، و عقيقه كردن براى فرزند از قربانى در عيد اضحى واجبتر است.
شرح: «مراد از عقيقه گوسپندى است كه در روزهاى اوّل براى نوزاد قربانى مىكنند، و مراد از گرو بودن آنست كه بسبب فرزند نفعى از ثواب باو ندهند جز اينكه براى وى عقيقهاى كرده باشد و خبر در كتب عامّه بدين صورت آمده كه فرمود:
«الغلام مرتهن بعقيقته» و ابن اثير در نهايه اللّغه گويد: معنى اين خبر اينست كه پدر نوزاد از شفاعت او در قيامت محروم است جز اينكه براى او عقيقهاى كرده باشد، و در جاى ديگر گويد: «كلّ غلام رهينية بعقيقته» معنيش اينست كه عقيقه براى فرزند نوزاد لازم است و از جهت لزوم و عدم جدائى از آن برهن تشبيه شده است».
٤٧١١- و در روايت ابى خديجه (سالم بن مكرم) از امام صادق ٧ (لفظ خبر) چنين است: هر انسانى گرو فطريّه است و هر مولودى گرو عقيقه. (مراد از فطريه زكاة فطره است).
٤٧١٢- عمر بن يزيد گويد: بامام صادق ٧ عرضكردم: نمىدانم پدرم براى من عقيقه كرده است يا نه؟ امام مرا فرمود: براى خود عقيقه كن و من خود