ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٣ - باب«رضاع» بمعنى شير دادن بطفل نوزاد
فرزند تو را شير ندهد چون براى تو جايز نيست، و زن مجوسيّه نبايد فرزند تو را شير دهد مگر آنكه ناچار شوى».
شرح: «خبر دلالت بر جواز اختيار دايه يهودى و نصرانى دارد، و مورد را پارهاى از فقها حالت اضطرار دانند، و شرط نخوردن حرام و مسكر را لازم شمرند».
٤٦٨١- و محمّد بن مسلم گويد: امام باقر ٧ فرمود: شير زن يهوديّه و يا زن نصرانيّه و يا زن مجوسيّه (در حالت اضطرار) نزد من بهتر است از شير زن زناكار يا شير زنى كه خود از زنا متولّد گشته است، و نيز اشكالى نمىديد در شير كنيزى كه زنا داده و صاحبش مرد زانى را حلال كرده است.
٤٦٨٢- يونس بن يعقوب گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: زنى پستانش بدون اينكه فرزندى نهاده باشد پر از شير گشت، و با آن شير دختر و پسرى را شير كامل داد آيا اين گونه شير (مانند تبار) حرمت مىآورد؟ فرمود: نه.
٤٦٨٣- و امام صادق ٧ فرمود: ريختن شير در گلوى نوزاد خود مانند مكيدن او از پستان حرمت مىآورد.
شرح: «فقها اين خبر را حمل بر تقيّه كنند، زيرا موافق فتواى ابو حنيفه و شافعى است».
٤٦٨٤- و آن حضرت ٧ نيز فرمود: همسر آزاد را بدادن شير بنوزادش