ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٢ - *(باب ازدواج موقت) *
خبر شدند و زن را بزوجيّت دائمى مرد دادند، و آن زن ديانتش راسخ است اكنون چه بايد بكند؟ فرمود: خود را در اختيار شوهر دوّم نگذارد تا از وى كام گيرد تا مدّتش سرآيد و عدّهاش تمام گردد، عرض كردم: اگر مدّت يك سال باشد و مرد صبر نياورد؟
فرمود: بايد مرد اوّل از خدا پروا كند و بر زن رحم آرد و مدّت را بر او ببخشد چون زن بينوا اكنون مبتلا گشته است، و زمان زمان مصالحه است و شيعيان در تقيّه باشند، عرض كردم: اگر شوهر اوّل مدّت را بخشيد و أيّام عدّه نيز منقضى شد آن وقت چه كند (چون عقد دوّمى باطل بوده) فرمود: بشوهر كنونيش هنگامى كه بر وى وارد شود بگويد:
اى مرد خويشان من بر من هجوم كردند و بدون مشورت و صلاحديدم من را بازدواج تو در آوردند، و اكنون من بازدواج راضى شدم امّا شما صيغه تزويج را تجديد كنيد و از تو صيغه عقد ازدواج صحيح شرعى را ميان من و خود بخوانيد. يونس گويد: و بآن حضرت ٧ عرض كردم: زن متعه انسان مىشود و مدّت كه تمام شد بىآنكه عدّه نگه دارد شوى ديگرى ميگيرد، فرمود: بر تو حكمى نيست بلكه گناهش بر اوست.
٤٦٠٠- صالح بن عقبه از پدرش نقل كرده كه گفت: به امام باقر ٧ عرض كردم آيا كسى كه متعه كند بثواب ميرسد؟ فرمود: چنانچه قصدش