مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٥
برترين نظام سياسى به شمار آورد و آن را براى همه نظامها توصيه كرد.»[١]
نظامى كه مبتنى بر مفهومى آشفته است و به تعبير، مدافع دموكراسى، كارل كوهن، «در نتيجه بىبند و بارى لفظى، آشفتگى فكرى و حتى اندكى فريبكارى عمدى، اصطلاح دموكراسى تا حد زيادى معنى خود را از دست داده است. اين اصطلاح كه در جهان سياست تقريباً به هر چيزى اطلاق مىشود، به جايى رسيده است كه ديگر تقريباً هيچ معنايى ندارد.»[٢] كوهن، چاره معايب دموكراسى را نه در خوشبينى و نه در بدبينى بدان مىبيند بلكه معتقد به تلاش براى بهبود و رفع معايب آن است.[٣]
اين يك واقعيت است كه الگوى نظام دموكراسى ليبرال براى همه جوامع و كشورها قابل تجويز نيست. اين مدل با رفع نقايص اساسى خويش، مىبايستى خصلتهاى بومى، مذهبى و فرهنگى اين جوامع را كسب نمايد. ظهور آموزه و نظام مردمسالارى دينى در ايران عصر انقلاب اسلامى در واقع يكى از اشكال نقادى، بومى و دينى شده دموكراسى غرب در كشور ما و جهان اسلام است. با تدوين نظرى و نضج عملى اين آموزه، دموكراسى غرب با چالشى جديد مواجه گشته است و با توفيق و تحقق روز افزون مردمسالارى دينى، اين چالشها روزبهروز بيشتر خواهند شد.
شيوهها و راههاى گوناگونى براى تحقق مردمسالارى دينى قابل اتخاذ است؛ به عنوان نمونه مىتوان در آيين سياسى و عملى حضرت على (عليهالسلام) و آرمانهاى حكومت علوى به تجسم عينى و مصاديق برجسته مردمسالارى دينى دست يافت.[٤] همچنانكه مىتوان آيات و روايات متعددى را در اين زمينهها يافت و مورد بررسى قرارداد و يا به بررسى و نقد تجربه مزبور در كشورهاى اسلامى پرداخت. راه ديگرى كه مىتوان انتخاب نمود و طريق مختار اين نوشتار، از اين قرار است كه با نقد دموكراسى ليبرال و ارزيابى الگوى مردمسالارى دينى و با عنايت
[١] - دوبنوا، آلن، دموكراسى و حاكميت مردم و پلوراليسم، پيشين، ص ٣٠.
[٢] - كوهن، كارل، دموكراسى، ترجمه فريبرز مجيدى، تهران: خوارزمى، چاپ اول، ١٣٧٣، ص ١٤.
[٣] - رك به: همان، ص ٤١٧.
[٤] - براى نمونه ر. ك، بهرام اخوان كاظمى،« آرمانهاى حكومت در نهج البلاغه»، حكومت اسلامى، شماره ١٧، پاييز ١٣٧٩، ص ١٤٨- ١٢٩.