مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٩
مردمسالارى دينى در جوامعى قابل اجراست كه در آن مردم آزادانه و براساس ايمان، تدبر و ژرفانديشى، به اين نتيجه رسيدهاند كه سعادت دنيا و آخرتشان در گرو پيروى از دين است و بر همين اساس خواست خود را با خواست دين هماهنگ مىكنند و دين را به منزله قابل اعتمادترين منبع براى نظر و عمل، محور رفتارهاى فردى و اجتماعى خود قرار مىدهند. آنان احترام به خويشتن را در اجراى احكام الهى مىدانند و هر گونه بىتوجهى به اين خواسته را بزرگترين اهانت به خود و تضييع حقوقشان مىدانند.
در نظام اسلامى ولى فقيه نيز به نيابت از معصوم حافظ حقوق مردم است نه تضييع كننده آن. او فردى است متخصص، اسلامشناس و مسلط بر هواى نفس خويش. وظيفه اوست تا به عنوان ديدهبانى امين، حافظ منافع واقعى مردم باشد و حركت جامعه را براساس اسلام همان چيزى كه خواست مردم است، سازماندهى كند.
بنابراين در مردمسالارى دينى مردم حكومت مىكنند؛ با اين تفاوت كه جامعه اسلامى خواستهاى خود را با شرع تطبيق مىدهد نه با هواهاى نفسانى و اين كار را از روى رضايت و خرسندى انجام مىدهند نه از روى اجبار و تحميل. در اين جامعه مردم معتقدند تنها اسلام سعادت آنها را در هر دو جهان تأمين خواهد كرد. هر آزادانديشى كه واقعاً از دموكراسى جانبدارى مىكند، براساس اصول و جوهره دموكراسى بايد به جوامعى كه منكر سكولاريسم مىباشند، حق بدهد تا آنها براساس ايمان، و عقيده و دين و آيين خود آنگونه عمل كنند كه مىانديشند و نظامى را تأسيس كنند كه دلخواه آنهاست.