مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٢
پارهاى از احكام فقهى از برترىهاى حقوقى مسلمانان يا مردان بر زنان سخن مىگويد. پارهاى از احكام فقهى اگر قانون تلقى شوند، نه منافع همه شهروندان كه منافع عده خاصى را تأمين مىكنند. آيا بايد اين احكام را كه در شرايط تاريخى معينى نقش خاص داشتهاند، قوانين قطعى و ابدى خداوند اعلام كنيم و با آنها به جنگ دموكراسى برويم ....[١]
در برابر اين گروه، جمع كثيرى تحت تأثير اين ترفندها قرار نگرفته و با ايمان به حقانيت اسلام و باور به توانايى اداره كامل جامعه از سوى اسلام، به دنبال معرفى نظام سياسى مورد نظر اسلام رفتهاند. آنان مروج اين عقيده مىباشند كه نه اسلام سكولاريسم را برمىتابد و نه سكولاريسم از ذاتيات دموكراسى است، بلكه دموكراسى در برابر نظام ديكتاتورى، شيوه و شكل ديگرى از اداره جامعه است كه مىتوان با اصلاح و متناسب ساختن آن با آموزههاى اسلامى، ساختار حكومت اسلامى را براساس آن پايهريزى كرد.
امام خمينى (ره) بارها بر اين نكته تأكيد كردهاند كه اسلام نه تنها ضديتى با دموكراسى ندارد بلكه قوياً پشتيبان آن است: ممكن است دموكراسى مطلوب ما با دموكراسىاى كه در غرب هست مشابه باشد، اما آن دموكراسىاى كه ما مىخواهيم به وجود آوريم در غرب وجود ندارد و دموكراسى اسلام كاملتر از دموكراسى غرب است.[٢]
يا: جمهورى اسلامى ... دموكراسى واقعى است.[٣]
يا: «حكومت، جمهوريى است مثل ساير جمهورىها و احكام اسلامى هم احكام مترقى و دموكراسى پيشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق است.»[٤]
و يا: «اسلام يك دين مترقى و دموكراسى به معناى واقعى است.»[٥]
آرى، اسلام با دموكراسى نه تنها ضديتى ندارد، بلكه دموكراسى به راحتى از متون
[١] - همان، ص ١١٦.
[٢] - امام خمينى، صحيفه نور، ج ٤، ص ٣٠٩.
[٣] - همان، ص ٥٠٣.
[٤] - همان، ج ٥، ص ٤٢٩.
[٥] - همان، ص ٣٥٣.