مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٣
قدرت براى حكومت،[١] بر پايهمقاصدى كه حكومت در پيش مىگيرد[٢] و بر مبناى شيوه و روال كارى[٣] كه در تشكيل حكومت به كار گرفته مىشود، صورتبندى مىگردد.[٤]
بنابراين، با تلقى روشهايى از دموكراسى، اين مفهوم با اسلام سازگار است. به ويژه كه در اسلام بر بسيارى از مبانى مردمسالارى مانند آزادى، كرامت انسان، برابرى و حق تعيين سرنوشت تأكيد شده است.
جان اسپوزيتو، استاد دانشگاه جرج تاون آمريكا، با ذكر برخى از مبانى دموكراسى، اين سازگارى را با توجه به منابع اسلامى توضيح مىدهد. و مردمسالارى دينى را مدلى اسلامى از دموكراسى مىداند:
اگر قلب دموكراسى مشاركت سياسى، تكثرگرايى و حقوق بشر است، من فكر مىكنم اسلام نسبت به اين مسائل موضع باز دارد و منابع متعددى در معارف اسلامى وجود دارد كه از اين نظريه حمايت مىكنند. مشاركت مردم در حكومت و مسائل مربوط به خودشان و اداره جامعه بر اساس شريعت، نوعى دموكراسى را سامان مىدهد و التزام حكومت به ضوابط و احكام اسلامى به عنوان زمينههايى براى مدل اسلامى دموكراسى تلقى مىگردد.[٥]
دين
مفهوم دين از واژههاى مناقشه برانگيز است. امّا از آنجا كه هدف اين پژوهش كالبد شكافى ژرف و جزيى دين نمىباشد و تنها بيان ارتباط آن با مفهوم مردمسالارى دينى است. تلاش مىكنيم با طرح يك متغيير اساسى و كليدى اين نسبت سنجى را انجام دهيم و بر اساس آن گرايشهاى كلان اين ارتباط را تبيين نماييم.
[١]
. In terms of sources of authority for government.
[٢] -In terms of purposes served by government .
[٣]
. In terms of procedures for constituting government.
[٤] - ساموئل هانتينگتون. همان، ص ٨.
[٥] - اشرفى، اكبر، مشاركت سياسى در جمهورى اسلامى، روزنامه بيان، ١٧/ ٩/ ١٣٧٨.