مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٩
دوّمين بخش دين، قوانين و برنامههاى مربوط به زندگانى هدفمند انسان است و از دو قسمت تشكيل يافته است: الف- قضاياى اخلاقى؛ ب- تكاليف و حقوق.
بخش سوم، موضوعاتى است كه شامل همه واقعيات و پديدههاى برپادارنده زندگى است.[١]
با وجود اين، برخى نيز معتقدند تعريف دين به «ما جاء به النبي» (يعنى: هر آنچه بر پيامبر الهى نازل شده است) كاملًا مناسب است زيرا تعاريف موجود هر يك به جنبهاى از دين نظر كرده و دين را همان دانستهاند.[٢]
١- ٢- آزادى:
آزادى در لغت به معنى رهايى و ضد بردگى و بندگى است.[٣] مؤلف ترمينولوژى حقوق مىگويد: «آزادى حالتى است در انسان كه به موجب آن شخص مىتوانند آنطور كه اراده كند رفتار نمايد. و اين در مواردى است كه قوانين الزامى وجود نداشته باشد.»[٤]
مونتسكيو پس از نقل معناهاى مختلف آزادى اين معنى را قبول مىكند كه آزادى عبارت است از اين كه انسان حق داشته باشد هر كارى را كه قانون اجازه داده و مىدهد، بكند و آنچه كه قانون منع كرده و صلاح او نيست مجبور به انجام آن نگردد.[٥]
١- ٣- حكومت:
حكومت در لغت به معنى حكم دادن، فرمان دادن، فرمانروايى كردن بر يك شهر يا يك كشور و اداره كردن شئون اجتماعى و سياسى مردم؛ و در اصطلاح عبارت است از: «تدبير سازمانيافته شئون و مناسبات اجتماعى آدميان كه ملازم با قبضه قدرت- خواه ناخواه- و متضمن تصرّف در امور شخصى و فراشخصى آحاد جامعه نيز مىباشد.»[٦]
[١] - ر. ك: بولتن انديشه، شماره ١١- ١٠، خردادماه ١٣٧٦.
[٢] - ر. ك: سروش، ع. ك، ١٣٧٦، مدارا و مديريت، تهران، مؤسسه فرهنگى صراط، ص ٦٤٤.
[٣] - عميد، ح، ١٣٦٩، فرهنگ عميد، تهران، اميركبير، ص ٦٧.
[٤] - جعفرى لنگرودى، م. ج، ١٣٧٦، ترمينولوژى حقوق، تهران، گنج دانش، ص ٣٠.
[٥] - ر. ك: قربانى، ز، ١٣٦٦، اسلام و حقوق بشر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص ١٨٥.
[٦] - جهان بزرگى، ا، ١٣٨٠، اصول سياست و حكومت، صفحه ٢٦، تهران، پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامى.