مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٨
در ابتداى تأسيس حكومتش در مدينه آغاز شده و در زمان حكومت امام على (عليهالسلام) شكل گستردهتر و منظمترى به خود گرفت، بهترين و روشنترين مؤيد مدعاى فوق الذكر است. حتى به گواهى تاريخ، حضرت على (عليهالسلام) از تجارب حكومتهاى ايران و روم باستان در امر زمامدارى، به ويژه در باب ديوان ادارى و خزانهدارى و نظاير آن، استفاده كرده است. بنابراين، همان وظايفى كه امروزه بر عهده سازمانهايى چون سازمان مديريت و برنامهريزى است، در صدر اسلام با توجه به شكل ساده زندگى درآن زمان، توسط خود پيامبر و امام اجرا مىشد، يا بوسيله نمايندگان و مأموران آنها و يا از طريق تشكيلات ادارى ابتدايى و ساده متناسب با آن زمان عملى مىگرديد. به اين ترتيب، آنچه مهم است ماهيت امر، محتواى برنامهها و جهتگيرى سازمانهاى فوق است كه مىتواند آنها را اسلامى و در خدمت حكومت اسلامى قرار دهد و يا غيراسلامى و بر خلاف اهداف اسلامى سوق دهد. به عبارت ديگر و به عنوان مثال، سازمان مديريت و برنامهريزى كه كار برنامهريزى و تنظيم بودجه و هماهنگى نظارت بر كارها را بر عهده دارد، به عنوان يك ابزاز لازم در اختيار دولت است و اين كه چگونه از آن استفاده مىشود، بستگى به مرام و مسلك و هدف استفاده كننده دارد. ممكن است يك دولت از اين ابزار در جهت رشد و تقويت نظام سرمايهدارى استفاده كند و دولت ديگر آن را در جهت تحقق عدالت اجتماعى بكار گيرد.
بنابراين، از اين تشابه و همانندى كه مثلًا دفتر برنامه و بودجه و دفتر كارگزينى در آمريكا وابسته به نهاد رياست جمهورى بوده و مستقيماً زير نظر رئيسجمهور آن كشور فعاليت مىكنند و در ايران نيز، سازمان مديريت و برنامهريزى هم وابسته به نهاد رياست رياست جمهورى بوده و مستقيماً زير نظر رئيس جمهور فعاليت مىكنند، شايد بتوان گفت و يا بر اساس شواهد تاريخى ثابت نمود- كه به دليل سابقه طولانىتر يا تجربه بيشتر آمريكا در تأسيس و استفاده از چنين سازمانهايى، ايران از سوابق يا تجارب آمريكا در اين زمينه استفاده كرده است. اما هرگز نمىتوان ادعا كرد كه ماهيت برنامهها و سياستهايى كه توسط اين گونه سازمانها در اين دو كشور تنظيم و اجرا مىگردند، يكسان و همانند خواهند بود. بلكه با توجه به ماهيت