مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٤٤
در اينباره نقش ايدئولوژى و انديشه و نظام ايدئولوژيك نيز قابل توجه است. زيرا يك ايدئولوژى مىتواند به مثابه يك گفتمان تلقى شود. در جامعه ما نيز گفتمان حاكم بر نظام جمهورى اسلامى از چهار مؤلفه غير ايدئولوژيك (استقلال، تماميت ارضى، هويت ايرانى و منافع ملى) و چهار مؤلفه ايدئولوژيك (اسلام، انقلاب، انديشههاى امام و ديدگاههاى رهبرى) شكل گرفته است كه خطوط قرمز فعاليتها و رقابتهاى سياسى را مشخص مىسازند.
٢. ارائه و تبيين تعريفى منطقى و غيرساختار شكنانه از مقوله آزادى:
يكى از آفات و آسيبهايى كه در فرايند توسعه سياسى در جوامع در حالِ توسعه بروز مىكند و مانع از به بار نشستن طبيعى اين فرايند مىگردد، عدم ارائه و پذيرش تعريفى درست از مفهوم آزادى و چارچوبهاى منطقى آن است. تصور ابتدايى- و البته به ظاهر بسيار روشنفكرانه- اين است كه لازمه آزادى سياسى، حق به زير سؤال بردن همه چيز و همه كس است. همين امر موجب مىشود كه در اين جوامع، هيچگاه زمينه تحقق گفتمان مشخصى شكل نگيرد يا در صورت شكل گرفتن با اتخاذ روشهاى شالودهشكنانه، به زودى آن گفتمان از بين برود و شرايط خلأ گفتمانى كه نتيجه نهايى آن هرج و مرج است، حاكم گردد.
اين اتفاق متأسفانه عموماً در كشورهاى در حال توسعهاى كه تجربه كمى در اين راه دارند، حاصل مىشود. تجربه شكست آلنده در شيلى، نهضت ملى در ايران و دولت ساندنيستى در نيكاراگوئه نمونههايى از اين شواهد است و اين در حالى است كه در كشورهاى غربى، هيچگاه شاهد اينگونه اقدامات ساختارشكنانه در طول دهها سال نيستيم. به عبارت ديگر، نظامهاى غربى چنين اجازهاى را براى ساختارشكنى به هيچكس و گروهى نمىدهند و با هر حركتى كه احتمال چنين شرايطى را ايجاد كند به شدت برخورد مىكنند. براى نمونه، مىتوان به فشار، بايكوت و در نهايت بركنارى «هايدر» در اتريش از سوى همه كشورهاى اروپايى و غربى به دليل گرايشهاى ضد اسرائيلى و ضد صهيونيستىاش-