مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١٨
خويش در قبال مردم به دور از ابهام روشهاى جهان سومى، پاسخگو و در واقع بدهكار آنها محسوب مىشود. مردم نيز با نهادهاى نظارتى به وارسى و حسابرسى از قدرت مستقر مبادرت مىكنند.»[١]
٢- ١٩- احترام به حقوق فردى و مالكيت خصوصى
به رسميت شناختن مالكيت خصوصى و احترام به حقوق فرد از ديگر مشخصههاى مردمسالارى جديد است كه مخصوصاً از سوى ليبرال دموكراتها بهگونهاى جدى مورد توجه و توصيه مىباشد.[٢]
٢- ٢٠- ممنوعيت وجود دستگاه سركوبگر
از آنجا كه در حكومت دموكراتيك، آزادى و حق اظهار نظر از اصول پذيرفته شده و زيربنايى است و زمينه لازم براى بيان ديدگاهها مهيا است نيازى به دستگاههاى سركوبگر احساس نخواهد شد و جايى براى استبداد و سركوبگرى وجود ندارد. از اينرو برخى از انديشمندان نبود دستگاه سركوب شديد را از مشخصههاى دموكراسى برشمردهاند.
٣- نارسايىهاى دموكراسى ليبرال:
هر چند تئورى مردمسالارى ارائه شده در دموكراسى ليبرال يكى از راههاى نسبتاً موفق مبارزه با حكومتهاى مستبد بوده و در عمل نيز در بسيارى از موارد توانستهاست از خودكامگىهاى فرمانروايان كاسته و جلوگيرى نمايد. اما در نگاه تيزبين و همه جانبهنگر محققان و انديشهوران جهان، خالى از نارسايى و ضعف هم نمىباشد. هدف از طرح نارسايىهاى دموكراسى اين است كه ثابت كنيم اولًا مردمسالارى مطلق مورد قبول غرب، وحى منزل نيست تا از هرگونه نقص و نقضى مبرّا بوده و نتوان هيچگونه دخل و تصرفى در
[١] - جلالى، م، ١٣٨٠، مقومات دموكراسى، بازتاب انديشه، شماره ١٨، مركز پژوهشهاى صدا و سيما، ص ١٥.
[٢] - ر. ك: جهان بزرگى، ١، ١٣٧٨، اصول سياست و حكومت، ص ١٤٥، تهران، پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامى.