مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٧
داخلى بدل شده است بلكه به عنوان پاسخ تمدن اسلامى در برابر تهديد غرب عليه موجوديت اسلام عمل كرده است.[١]
هر چند غرب در قبال صداى اسلام آن را مظهر تجاوزگرى و دگماتيسم و عدم آگاهى متهم مىكند و براى مشروعيت بخشيدن در سركوب آن از ايجاد و برقرارى دموكراسى بهره مىگيرد.
آمريكا جنگ خود در عراق و افغانستان را با شعار «ايجاد نظم» آغاز كرد كه تأكيدى بر سلطه خشونتآميز و تكنولوژى آمريكا و نيروهاى متحد در جهان بود. امروز موقعيت دولت مركزى در افغانستان در كنترل اوضاع و بىثباتى در عراق بر كسى پوشيده نيست. تثبيت ساختارهاى مورد نظر آمريكا در جوامع اسلامى فرايندى بسيار پيچيده است كه تا به امروز موفقيتى در بر نداشته است.
در آينده اگر تمامى ديكتاتورىهاى حاكم در كشورهاى اسلامى سرنگون شوند و به فراموشى سپرده شوند ديگر رياست امريكا نمىتواند اميدى براى يافتن يك نظام جايگزين با كيفيتى متفاوت در كشورها باشد. بلكه نگرانى امريكا اين است كه سقوط اين رژيمها باعث تشديد تروريسم و ناامنى شود.[٢]
بديهى است ايالات متحده، جهان صنعتى و جامعه بينالمللى، خواهان آن مىباشند كه جهان اسلام با آنها سازگارى و همسويى داشته باشد، يعنى اسلامى در چارچوب قوانين و هنجارهاى غرب. از اين رو از نظر ايالات متحده خردمندانه آن است كه مؤلفههايى را در كشورهاى اسلامى ترغيب كند تا با صلح جهانى و جامعه بينالمللى سازگار بوده و در جهت دموكراسى و مدرنيته باشد. با اين همه بازشناسى درست اين مؤلفهها و يافتن مناسبترين راه براى همكارى با همراهان سياست امريكا هميشه آسان نيست.[٣]
[١]
٣. Yusuf Fernandez, Eeuu comienza A Cambiar Su Poltica Hacia Los Partidos, Amanecer Del Nueuo Siglo, june, ٥٠٠٢
[٢] - غرب و انقلاب اسلامى، معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى، شماره ٣، بى تا، صص ١٧- ١٩.
[٣] - صحيفه نور، ج ٤، ص ٤٧٩.