مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٢
آنچه در جهان سوم مىگذرد سياستمداران پرپول و پرنفوذ بهطور مستقيم به تقلب و جعل رأى دست مىيابند و يا مانند غربىها به روش زيركانه ديگرى «رأى» مردم را مىزنند. «آنها رأى قلابى را نيمه شبها پنهان در صندوقهاى اخذ رأى نمىريزند رأى قلابى را شبانه روزى، آشكار، اما سخت عالمانه و ماهرانه در صندوقهاى «خلق رأى» يعنى مغزها و دلها مىافكنند بىآنكه صاحب صندوق از آن آگاه شود.»[١]
٣- ٧- ترويج رياكارى سياسى
دموكراسى از لحاظ اخلاقى نيز مردم را فرومايه و رياكار مىگرداند و در رقابتهاى انتخاباتى آثار تزوير و دو رنگى آن براى هميشه بر اخلاقيات و هنجارهاى جامعه باقى خواهد ماند. زيرا بسيار ديده مىشود كه طرفدار واقعى يك كانديدا براى حفظ منافع و مصالح خود، احتياطاً در ستاد انتخاباتى كانديداى رقيب نيز فعاليت كرده و به دروغ قول رأى دادن را مىدهد.
٣- ٨- خطر پيدايش ديكتاتورى در پناه دموكراسى
دموكراسى بىقيد و شرط مىتواند به ديكتاتورىهاى بسيار خشن بيانجامد. پيدايش فاشيستها با رأى اكثريت در ايتاليا و روى كار آمدن نازىها با اكثريت آراى مردم در آلمان نمونههايى است كه نشان مىدهد اگر فيلترى بر سر راه انتخاب دموكراتيك كارگزاران حكومتى قرار نگيرد ممكن است هيتلر و موسيلنى از آن بيرون آيد تا چه رسد به ديكتاتورى نمايندگان اكثريت در پارلمان كه يك مسئله عادى و همگانى مىباشد.[٢]
٣- ٩- شكننده شدن ارزشهاى متعالى
عيب ديگر دموكراسى ليبرال خطر جوزدگى، عوامگرايى و تحتالشعاع قرار گرفتن ارزشهاى متعالى است. زيرا قوانين، كه دستمايه هر حركت اجرايى در نظامهاى دموكراتيك
[١] - همان، ص ١٤٨.
[٢] - ر. ك: طباطبائى، م. ح، ١٣٦٠، روابط اجتماعى در اسلام، ص ٥٠، تهران: بنياد فرهنگى امام رضا( ع).