مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١٠
توماس هابز در بيان انواع حكومتها به سه قسمت بسنده مىكند و مىنويسد: «بديهى است كه فقط سه نوع دولت مىتواند وجود داشته باشد زيرا نماينده مردم لزوماً يا يك تن است و يا چند تن. اگر بيش از يك تن باشد يا انجمن همه افراد است و يا قسمتى از آنان. هنگامى كه نماينده مردم يك تن باشد حكومت كشور مونارشى يا سلطنتى است و وقتى انجمن همه مردم باشد حكومت كشور دموكراسى يا حكومت ملى است و اگر انجمن مركب از گروهى از مردم باشد آنگاه كشور داراى حكومت آريستوكراسى يا اشرافى است.»[١]
مونتسكيو در روحالقوانين، حكومت را به سه قسم جمهورى، سلطنتى مشروطه و استبدادى تقسيم مىكند، حكومت استبداد حاكميت اميال يك فرد است و حكومت سلطنتى حكومت يك تن براساس قوانين اساسى است و اما جمهورى، همان دموكراسى است. او درباره جمهورى مىنويسد: «حكومت جمهورى حكومتى است كه در آن همه مردم و يا گروهى از آنان قدرت فائقه را در اختيار داشته باشند.»[٢]
بنابراين مىتوان حكومت را بهطور ساده اينگونه تعريف كرد: «ارگانى رسمى كه بر رفتارهاى اجتماعى افراد جامعه نظارت داشته و سعى مىكند آنها را جهتدهى نمايد.»
١- ٤- حاكميت:
حاكميت يعنى اقتدار عالى و نهايى كه قانون را تعيين مىنمايد. حاكميت بر قدرت بالاترى دلالت مىكند كه هيچ قدرت ديگرى برتر از آن وجود ندارد.
حاكميت در فرهنگ سياسى غرب عبارت است از: «قدرتى كه به سلطان يا دولت از طرف ملت تفويض مىگردد.»[٣]
١- ٥- دموكراسى يا مردمسالارى:
دموكراسى يك اصطلاح سياسى قديمى است كه از تركيب دو كلمه يونانى «دموس»
[١] - پارسانيا، ح، ١٣٨٠، حقيقت و دموكراسى، فصلنامه كتاب نقد شماره ٢١- ٢٠، پيشين، ص ٧٥.
[٢] - روحالقوانين، ج ١، ص ١٢٥.
[٣] - نبوى، ع، ١٣٧٩، مردمسالارى در حاكميت اسلامى، ص ١٦.