مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥١
و معتقدند اگر اطاعت، غير عقلانى باشد، سنت جارى[١] يا محبوبيت حاكم (كاريزما)[٢] خواهد بود.[٣]
كسانى ديگر بر اين باورند حكومت زمانى مشروعيت دارد كه مردم تحت فرمان، اعتقاد راستين داشته باشند، براينكه ساختار، عملكردها، اقدامات، تصميمات، سياستها، مقامات، رهبران يا حكومت از شايستگى، درستكارى يا خير اخلاقى از حق صدور قواعد الزامآور برخوردار باشند.[٤]
آنتونى كوئينتن نظريات مشروعيت را به سه شكل: ذاتىگرا كه بر سرشت و ذات نظريه استوار است، عرضگرا كه بر حسب اهداف و نتايج دولت تئوريزه گرديده است و ارگانيك كه به تلقى شهروندان بر مىگردد، تقسيم مىنمايد.[٥]
غير از اين موارد، در برخى ديدگاهها قهر، غلبه و زور يا ويژگىهاى نژادى و موروثى را منبع اصلى مشروعيت مىدانند.
مفهوم مشروعيت همچنين، بر اساس خاستگاه علمى نيز تقسيمبندى شده است. در ادبيات سياسى، مشروعيت در دو حوزه جامعهشناسى سياسى و فلسفه و انديشه سياسى از معناى متفاوتى برخوردار است. مفهوم ذهنى اين واژه (مشروعيت) در اصطلاح جامعهشناسى سياسى، كيفيتى است كه نه از قوانين و فرمانهاى رسمى بلكه از پذيرش اجتماعى ناشى مىشود.[٦] مراد از مشروعيت در معناى جامعهشناختى پذيرش و قبول عمومى مردم در برابر حكومت است. اما مشروعيت در نگاه فلسفى، عبارت است از توجيه منطقى اطاعت مردم و اعمال قدرت زمامداران.[٧] مشروعيت در معناى فلسفى به حقّانيت و برحق بودن تفسير مىشود.
[١] -Tradition .
[٢] -Charsima
[٣] - لاريجانى، محمد جواد، نقد ديندارى و مدرنيسم، انتشارات ا طلاعات، ١٣٧٢، ص ٥١.
[٤] - رابرت دال، تجزيه وتحليل جديد سياست، حسين ظفريان، نشر مترجم، ١٣٦٤، ص ٧٠.
[٥] - آنتونى كوئينتن، فلسفه سياسى، مقدمه، مرتضى اسعدى، تهران: به آور، ١٣٧٤، از ص ٢٩ تا ص ٣٤.
[٦] - كشاورز شكرى، عباس، وفاق اجتماعى، فرهنگ سياسى و مشروعيت سياسى، فصلنامه مطالعات ملى، ش ٢ و ٣ زمستان ١٣٧٨ و بهار ١٣٧٩، ص ٩٦.
[٧] - كواكبيان، مصطفى، مبانى مشروعيت در نظام ولايت فقيه، تهران: عروج، ١٣٧٨، ص ٩.