مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٦
نظامى كه اجازه شركت به همگان را مىدهد، نظامى است دموكراتيك.[١]
برخى دموكراسى را به اشكال مستقيم و غيرمستقيم، تقسيم مىكنند و دموكراسى مستقيم به معناى حكومت مردم را در برابر حكومت نمايندگان مردم در دموكراسى غيرمستقيم مىنشانند. ديويد هلد، در كتاب مدلهاى دمكراسى نيز بر اساس تحولات تاريخى دموكراسى را به كلاسيك و مدرن تقسيمبندى مىنمايد و دمكراسىهاى آتنى، سوسياليستى، حمايتى و تكاملى و توسعهبخش را به عنوان مدلهاى كلاسيك و اشكال نخبهگرايانه و رقابتى تكثرگرايانه، قانونى (راست جديد) و دموكراسى مشاركتى را از مدلهاى تازه و معاصر دموكراسى مىداند.[٢]
گوتمن[٣] انديشمند ديگرى است كه به طبقهبندى انواع و اشكال دموكراسى مىپردازد و آنها را به صورت زير معرفى و تقسيم مىنمايد: وى دموكراسى شومپترى را به عنوان مهمترين جلوه دموكراسى نمايندگى، دموكراسى مردمى را به عنوان گستردهترين نوع دموكراسى كه ذاتاً هدف است و مىبايست تا حّد امكان مستقيم و گسترده باشد. دموكراسى ليبرال كه بيشتر معطوف به آزادىهاى فردى است و مانند دموكراسى شومپترى بر روشن بودن ساز و كار دموكراتيك متمركز است، دموكراسى مشاركتى كه به اهمّيت حيطه خصوصى در دموكراسى ليبرال منتقد است، دموكراسى سوسياليستى كه اجتماع سوسياليسم با دموكراسى است تا از شكاف ميان فرصتهاى سياسى و محروميتهاى اقتصادى بكاهد و در نهايت دموكراسى تدبيرى كه تركيبى از دموكراسى مردمى و ليبرال است.[٤]
بنابراين قرائتهاى متضاد از دموكراسى در ميان انديشمندان و متفكران جهان سياست بر جسته و پر رنگ است. اگرچه بعضى از اين تعاريف با يكديگر همپوشانى دارند، بسيارى از آنها با يكديگر ناسازگارند مانند: دموكراسى نمايندگى در برابر دموكراسى مستقيم، نخبهگرا در برابر مشاركتى، ليبرال در برابر ماركسيستى و راديكال، مشورتى در مقابل
[١] - ارسطو، سياست، حميد عنايت، چاپ سوم، تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، ١٣٧١، ص ١- ٧.
[٢] - ديويد هلد، مدلهاى دموكراسى، ترجمهعباس مخبر، چاپ سوم، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ١٣٨٤.
[٣] -Gotman
[٤] - قادرى، حاتم، انديشههاى سياسى قرن بيستم، تهران: انتشارات سمت، ١٣٧٩، ص ٥٣ ٥١.