مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣٢
در خلأهاى قانونى[١] و آنجا كه مصلحت مردم و نظام اسلامى اقتضا كند آخرين سخن را گفته و تصميم نهايى را اتخاذ خواهد كرد. بنابراين با وجود اين سه ركن مكمل يكديگر، كمترين فضاى خالى براى مديريت جامعه و اداره امور مملكت و ملت باقى نخواهد ماند و از تمامى توانهاى موجود جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه استفاده بهينه صورت خواهد گرفت.
نقش مردم در انتخاب رهبرى
انتخاب رهبرى نظام و بسترسازى لازم براى حاكميت فرد واجد شرايط در آيين اسلام، بهويژه مذهب تشيع و مكتب اهل بيتعليهم السلام به دو شكل كلى عملى مىگردد:
الف) نقش مردم در انتخاب رهبرى معصومين (ع) و يا انتصاب آنها
آنچه از آيات قرآن و روايات متعدد نبوى (صليالله و عليهو آله) و اسناد قطعى تاريخى و دلايل محكم عقلى برمىآيد اين است كه پيامبر (صليالله و عليهو آله) و امامان دوازدهگانه بهطور مشخص و منصوص از جانب پروردگار به پيشوايى و امامت امت منصوب گرديدهاند و در اين انتصاب، مردم هيچگونه نقشى نداشتهاند لكن براى تحقق عملى امامت امامان عليهمالسلام و فعليت بخشيدن به آن رأى و خواست مردم از جايگاه ويژهاى برخوردار است بهگونهاى كه حضرت رسول (صليالله و عليهو آله) بارها پس از انتخاب اميرالمؤمنين (عليهالسلام) به امامت مسلمين به وى گوشزد فرمود: «كه تو امام و پيشواى مردم از سوى خداوند هستى ولى چنانچه آنها استقبال نكنند و به حاكميت تو رضايت ندهند رهايشان كن [چرا كه ديگر مسئوليتى ندارى و نبايد خود را به آنها تحميل كنى.]»
همچنين بيعت گرفتن پيامبر (صليالله و عليهو آله) براى على (عليهالسلام) از پس واقعه غديرخم و متكى دانستن حكومت اميرمؤمنان (عليهالسلام) از سوى حضرتش به بيعت و رضايت مردم و اينكه هر
[١] - خامنهاى، على، ١٣٧٨، پرسش و پاسخ، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامى، ص ١١.