مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٣
زور و اجبار يا فريباند، روشن سازيم. ديدگاههاى مختلف را بر اساس اين نگرش به مشروعيت چنين است:
ديدگاه نخست؛ مشروعيت بدون دين و مردم
در اين ديدگاه، نه مردم و نه دين هيچ كدام منبع مشروعيت (حقانيت) نمىباشند. بلكه عوامل و عناصر ديگرى موجب مشروعيت بخشى مىشوند. برخى اين عوامل را موروثى و نژادى مىدانند مانند: حكومتهاى سلطنتى موروثى. بعضى انديشمندان مانند ارسطو برترىهاى طبيعى را عامل مشروعيت مىپندارند و معتقدند طبيعت بعضى را براى فرمانروايى و گروهى را براى فرمانپذيرى آفريده است. عدهاى ديگر زور و غلبه را عامل مشروعيت و اطاعتپذيرى مىدانند. زور و غلبه و بيعت مردم، نظر اهل حل و عقد و تعيين خليفه قبلى يكى از مهمترين منابع مشروعيت در نظر اهل سنت است.
طريق چهارم از اسباب انعقاد پادشاهى و امامت، استيلا و شوكت است، علما گفتهاند كه امام چون وفات كند و شخصى متصدى امامت گردد بىبيعتى و بىآنكه كسى او را خليفه ساخته باشد و مردمان را قهر كند و به شوكت و لشكر، امامت او منعقد مىگردد. بىبيعتى، خواه قريشى باشد يا نه و خواه عرب باشد يا عجم يا ترك و خواه مستجمع شرايط باشد و خواه فاسق و جاهل، اگرچه آن مستولى بدين فعل عاصى مىگردد و چون به واسطه سطوت و استيلا جاى امام را گرفته، او را سلطان مىگويند و امام و خليفه بر او اطلاق توان كرد. والله اعلم.[١]
در اين تلقى و تلقىهايى مانند آن هر كس كه با نيروى زور و قهر، غلبه يافت و حكومت را به دست گرفت، هيچ كس حق ندارد با او مخالفت كند، زيرا او فرمانروايى شايسته است.
از منظر دينى استفاده از زور و غلبه براى استقرار حكومت به دليل روا داشتن ستم و
[١] - خنجى، فضل الله، سلوك الملوك، تصحيح و مقدمه محمدعلى موحد، تهران: خوارزمى، ١٣٦٢، ص ٨٢.