مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٥
است.»[١] در اين ديدگاه مسئوليت و كار ويژه دين تنظيم رابطه فردى و خصوصى انسان با خداست چرا كه هدف رشد ايمان است و اين هدف تنها در كنارهگيرى از امر سياسى و دنيوى و محدود كردن اين مناسبات به حريم خصوصى و غير مادى تحقق مىيابد. بنابر اين، «سكولاريزم به حاشيه راندن دين و كنار نهادن آن و كاهش نفوذ دين در جامعه و متن زندگى مردم است.»[٢] برخى در اين ارتباط و براى توجيه سكولاريزم، حكومت پيامبر و معصومين (ع) را از وجه نبوت و امامت تفكيك مىنمايند و آن را بىارتباط با رسالت پيامبرى و امامت تلقى و تعبير مىنمايند:
نظريه حكومت اختصاصى تفويض شده از طرف خداوند به انبيا دليل قابل دفاعى ندارد، نمىشود خدا انسان را آزاد آفريده باشد و حاكم بر خود كرده باشد و از سوى ديگر به عدهاى حق حاكميت بر اين انسانها را بدهد، اين دو مسأله با هم ناهماهنگاند، انسانمختار است.[٣]
برخى ديگر در توجيه سكولاريزم، به ناتوانى دين اسلام در تدبير امروز زندگى بشر، با توجه به تحولات غير قابل مقايسه عصر حاضر با زمان صدر اسلام تأكيد دارند. اين افراد معتقدند دستورهاى دينى و حتى آموزههاى وحيانى براى امروز بشر كارگشا نيست و مىبايست با ارزشهاى جديد و عصر امروز مورد داورى قرار گيرند: «در مسائل حكومت و سياست، فعل و قول معصوم حجت نيست، زيرا اين قبيل احكام تاريخى و زمانىاند، آنچه در صدر اسلام بوده، بايد با قوانين امروز حقوق بشر سنجيده شود.»[٤] يا تمدن غربى، دين را مقهور خويش كرده است. اين گروه، راه نجات را نه تنها وحى نمىدانند بلكه، پناه بردن مسلمانان به عقلانيت مستقل از دين را، تجويز مىنمايند:
كار اساسى پيامبر آن بود كه اعراب را دچار بحران هويّت نمود و آنها را هويت نو
[١] - سروش، عبدالكريم، مدارا و مديريت مقاله« معنا و مبناى سكولاريزم»،( انتشارات صراط چاپ اوّل ١٣٧٦) ص ٤٢٣.
[٢] - همتى، همايون، ناكامى در تبيين معنا و مبانى سكولاريزم، فصل نامه كتاب نقد، شماره ١، ص ١٧٠.
[٣] - مجتهدى شبسترى، محمد، هفته نامه آبان؛ شماره، ٢٨ ١٢١/ ١/ ٧٩، ص ٤.
[٤] - همان، ماهنامه كيان، بهمن ٧٧.