مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١٩
آن صورت داد، بلكه بايد به قول ويل دورانت اين واقعيت را بپذيريم كه «هر چه بيشتر دموكراسى را مىآموزيم از ناشايستگى و دورويى آن بيشتر ناراحت مىشويم.»[١] ثانياً در قسمتهاى بعدى بحث از مردمسالارى دينى به عنوان جمع بين جمهوريت و اسلاميت كه از گرفتار شدن در دام مطلق بودن و تغييرناپذيرى اوصاف و ويژگىهاى ناسازگار دموكراسى با دين رهايى يابيم سخن خواهيم گفت. از اينرو در اينجا برخى از نارسايىهاى مردمسالارى ليبرال را مورد كندوكاو قرار مىدهيم:
٣- ١- خطر عوامزدگى
حكومت دموكراسى، مبتنى بر حكمرانى تودههاى غيرمتخصص و غيركارشناس مىباشد. در حالى كه به عقيده بسيارى از انديشمندان از جمله والترليپمن، جامعه مطلوب اين نيست كه تحت حاكميت مردم بىكفايت شده باشد.[٢]
به عبارت ديگر چون نقش اصلى در شكلگيرى دستگاه حكومتى و تعيين حكومتگران و قوانينى كه بايد زمامداران به آن جامه عمل بپوشانند بر عهده آراى عمومى است همواره اين خطر وجود دارد كه يا اراده و آراى آنها به افراد غيرعالم و ناآگاه به اصول مديريت اجتماعى تعلق گيرد و يا اينكه منتخبين آنها براى جلب آراى مجدد آنها دچار نوعى عوامزدگى شوند. به قول مرحوم دكتر شريعتى، مگر شناختها و احساسهاى مردم چگونه شكل مىگيرد؟ بهخصوص در مسائل اجتماعى و بالاخص سياسى كه بسيار سادهلوحانه و خيالاتى خواهد بود اگر فرض كنيم توده ساده مردم كه اكثريت را دارند و خواه ناخواه اكثريت آرا (و اكثريّت عددى است كه در دموكراسى و ليبراليسم، پديد آورنده حكومت و تعيين كننده رهبر است و بس)، از طريق تحقيقات عميق شخصى درباره كانديداها يا غيركانديداها و مبتنى بر يك طرز تفكر فلسفى و جامعهشناسى خاصى كه با مطالعه و بررسى و تتبعات علمى و تحقيقات به يك «رأى» رسيده و راه خانه، تا صندوق
[١] - سروش، م، ١٣٧٨، دين و دولت در انديشه اسلامى، ص ١٠٤، قم، دفتر تبليغات اسلامى.
[٢] - بشيريه، ح، ١٣٧٨، ليبراليسم و محافظهكارى، ص ٤٣، تهران، نشر نى.